تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥
و يا اين كه راه سومى را در پيش بگيريم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بى بند و بارى جنسى را؟
خلاصه اين كه: «ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهائى جوابگوى نيازمندىهاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نيست، و ما بر سر دو راهى قرار داريم:
يا بايد «فحشاء» را مجاز بدانيم (همان طور كه دنياى مادى امروز عملًا بر آن صحه گذارده و آن را به رسميت شناخته).
و يا طرح ازدواج موقت را بپذيريم.
معلوم نيست آنها كه با ازدواج موقت و فحشاء مخالفند چه جوابى براى اين سؤال فكر كردهاند؟!
طرح ازدواج موقت، نه شرائط سنگين ازدواج دائم را دارد كه با عدم تمكن مالى يا اشتغالات تحصيلى و مانند آن نسازد، و نه زيانهاى فجايع جنسى و فحشاء را در بر دارد.
***
٤- ايرادهائى كه بر ازدواج موقت مىشود
منتها در اينجا اشكالاتى مىشود كه بايد به طور فشرده به آنها پاسخ گفت:
الف- گاهى مىگويند: چه تفاوتى ميان «ازدواج موقت» و «فحشاء» وجود دارد؟ هر دو «خودفروشى» در برابر پرداختن مبلغى محسوب مىشوند و در حقيقت اين نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشاء و آلودگىهاى جنسى! تنها تفاوت آن دو، در ذكر دو جمله ساده، يعنى اجراى صيغه است.
پاسخ:
آنها كه چنين مىگويند، گويا اصلًا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند؛ زيرا ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمىشود، بلكه مقرراتى همانند