تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
مىفرمايد: «زنانى را كه متعه مىكنيد، مهر آنها را به عنوان يك واجب بايد بپردازيد» «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً».
از جمله فوق استفاده مىشود: اصل تشريع ازدواج موقت، قبل از نزول اين آيه براى مسلمانان مسلّم بوده كه در اين آيه نسبت به پرداخت مهر آنها توصيه مىكند.
بعد از ذكر لزوم پرداخت مهر، اشاره به اين مطلب مىكند: اگر طرفين عقد، با رضايت خود مقدار مهر را بعداً كم و زياد كنند مانعى ندارد، لذا مىفرمايد: «و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر با يكديگر توافق كردهايد (بعداً مىتوانيد با توافق آن را كم يا زياد كنيد)» «وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ».
بر اين اساس مهر يك نوع بدهكارى است كه با رضايت طرفين قابل تغيير است.
(در اين موضوع تفاوتى ميان عقد موقت و دائم نيست، اگر چه آيه همان طور كه گفتيم درباره ازدواج موقت بحث مىكند).
احتمال ديگرى در تفسير آيه فوق نيز هست و آن اين كه: مانعى ندارد پس از انجام ازدواج موقت، طرفين درباره اضافه كردن مدت ازدواج، و همچنين مبلغ مهر با هم توافق كنند، يعنى ازدواج موقت حتى قبل از پايان مدت، قابل تمديد است، به اين ترتيب كه زن و مرد با هم توافق مىكنند مدت را به در برابر اضافه كردن مبلغ مشخصى به مهر افزايش دهند (در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز به اين تفسير اشاره شده است). «١»
احكامى كه در آيه به آن اشاره شد، احكامى است كه متضمن خير و سعادت