تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧
آنها پايمال شود.
سپس اشاره به طرز عمل دوران جاهليت در اين باره نموده، كه همسر خود را متهم به اعمال منافى عفت مىكردند، مىفرمايد: «آيا براى باز پس گرفتن مهر زنان متوسل به تهمت و گناه آشكار مىشويد» «أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبيناً».
يعنى اصل عمل، ظلم است و گناه، و متوسل شدن به يك وسيله ناجوانمردانه و غلط، گناه آشكار ديگرى است.
***
در آيه بعد، مجدداً با استفهام انكارى، براى تحريك عواطف انسانى مردان اضافه مىكند: شما و همسرانتان مدتها در خلوت و تنهائى با هم بودهايد، همانند يك روح در دو بدن، ارتباط و آميزش كامل داشتهايد، چگونه بعد از اين همه نزديكى و ارتباط، همچون بيگانهها و دشمنان با يكديگر رفتار مىكنيد، و حقوق مسلّم آنها را پايمال مىنمائيد؟! مىفرمايد: «چگونه آن را باز پس مىگيريد، در حالى كه شما با يكديگر تماس و آميزش كامل داشتهايد»؟ «وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ». «١»
اين درست همانند تعبيرى است كه ما در فارسى امروز داريم كه اگر دو نفر دوست صميمى با هم به نزاع برخيزند به آنها مىگوئيم: شما سالها با يكديگر نان و نمك خوردهايد، چرا نزاع مىكنيد؟ در حقيقت ستم كردن در اين گونه موارد به شريك زندگى، ستم بر خويشتن است.
آن گاه مىفرمايد: از اين گذشته «همسران شما پيمان محكمى به هنگام عقد ازدواج از شما گرفتهاند» «وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غَليظاً».
چگونه اين پيمان مقدس و محكم را ناديده مىگيريد و اقدام به پيمان شكنى آشكار مىكنيد؟
ضمناً، بايد توجه داشت كه اين آيه گرچه در مورد طلاق همسر سابق براى