تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
در آيه مورد بحث، صريحاً مسأله توبه و پارهاى از شرائط آن را بيان مىكند، مىفرمايد: «پذيرش توبه از سوى خدا تنها براى آنها است كه گناهى را از روى جهالت انجام مىدهند» «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ».
بر اين اساس، توبهاى كه از روى جهالت نباشد، مورد پذيرش واقع نمىشود.
اكنون ببينيم منظور از «جهالت» چيست؟ آيا همان جهل و نادانى و بىخبرى از گناه است؟
يا عدم آگاهى از اثرات شوم و عواقب دردناك آن مىباشد؟
كلمه «جهل» و مشتقات آن گرچه به معانى گوناگونى آمده است ولى از قرائن استفاده مىشود منظور از آن در آيه مورد بحث، طغيان غرائز و تسلط هوسهاى سركش و چيره شدن آنها بر نيروى عقل و ايمان است، و در اين حالت، علم و دانش انسان به گناه، گر چه از بين نمىرود، اما تحت تأثير آن غرائز سركش قرار گرفته و عملًا بى اثر مىگردد، و هنگامى كه علم اثر خود را از دست داد، عملًا با جهل و نادانى برابر خواهد بود، و تبديل به عملى بدون توجه به دستورات عقل خواهد شد.
ولى اگر گناه بر اثر چنين جهالتى نباشد، بلكه از روى انكار حكم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گيرد، چنين گناهى حكايت از كفر مىكند و به همين جهت توبه آن قبول نيست، مگر اين كه از اين حالت بازگردد و دست از عناد و انكار بشويد.
در واقع، اين آيه همان حقيقتى را بيان مىكند كه: امام سجاد عليه السلام در دعاى ابو حمزه، با توضيح بيشترى بيان فرموده است آنجا كه مىگويد: الهِى لَمْ أَعْصِكَ حِيْنَ عَصَيْتُكَ وَ أَنَا بِرُبُوبِيَّتِكَ جاحِدٌ وَ لا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌّ وَ لا لِعُقُوبَتِكَ