تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نازل گرديد و حكايت از حقانيت او مىكرد.
***
پس از آن در آيه بعد آنها را ملامت مىكند كه اگر خود شما حاضر به پذيرفتن حق نيستيد چه اصرارى داريد كه ديگران را نيز از راه خدا منحرف سازيد؟ و راه مستقيم الهى را در نظر آنها كج و نادرست جلوه دهيد؟ قرآن مىگويد:
«بگو: اى اهل كتاب! چرا افرادى را كه ايمان آوردهاند از راه خدا باز مىداريد و مىخواهيد اين راه را كج سازيد، با اين كه شما (به درستى اين راه) گواه هستيد»؟! «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَها عِوَجاً وَ أَنْتُمْ شُهَداءُ».
در حالى كه شما بايد نخستين دستهاى باشيد كه اين منادى الهى را «لبيك» گوئيد؛ زيرا بشارات ظهور اين پيامبر قبلًا در كتب شما داده شده و شما گواه بر آنيد.
بنابراين، چرا با سمپاشىها، وسوسهها، القاى شبهات و روشن ساختن آتش كينههاى فراموش شده، مردم را از راه مستقيم الهى دور مىسازيد، و علاوه بر انحراف خود، بار سنگين مسئوليت انحراف ديگران را نيز بر دوش مىكشيد! چرا؟
در پايان آيه آنها را چنين تهديد مىكند: «خدا هرگز از اعمال شما غافل نيست» «وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ».
شايد تعبير به «عدم غفلت خداوند» در اينجا به خاطر اين باشد، كه: يهود براى پيشبرد مقاصد شوم خود، غالباً دست به نقشههاى مخفيانه و توطئههاى پنهانى مىزدند، كه در افراد غافل و بى اطلاع زود مؤثر واقع مىشد، لذا مىفرمايد: اگر بعضى از مردم به خاطر غفلت، تحت تأثير توطئههاى شوم شما