تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢
در آيه بعد به نقطه مقابل كسانى كه در آيه قبل بيان شد، اشاره كرده، مىفرمايد: «آنهائى كه نافرمانى خدا و پيامبر كنند و از مرزها تجاوز نمايند جاودانه در آتش خواهند بود» «وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فيها».
مىدانيم: تنها معصيت خداوند (هر چند گناه كبيره باشد) موجب خلود و عذاب جاودانى، نيست، بنابراين، منظور از آيه فوق، كسانى هستند كه از روى طغيان، سركشى، دشمنى و انكار آيات الهى، حكم خدا را زير پا مىگذارند، و در حقيقت ايمان به خدا و روز بازپسين ندارند.
با توجه به اين كه «حدود» جمع است، و تمام قوانين الهى را شامل مىشود، اين معنى بعيد به نظر نمىرسد؛ زيرا كسى كه تمام قوانين الهى را بشكند، معمولًا، به خدا ايمان ندارد، و الا گوشهاى از آن را لااقل محترم مىشمرد.
قابل توجه اين كه: در آيه قبل، درباره بهشتيان خالِدِينَ فِيها: «به طور جاودانى در بهشت خواهند بود» به صورت جمع آمده، و در اين آيه كه درباره دوزخيان است، «خالِداً فِيْها» به صورت مفرد آمده است، اين تفاوت تعبير، در دو آيه پشت سر هم، گويا اشاره به اين است، كه: بهشتيان براى خود اجتماعاتى دارند، كه خود يكى از نعمتهاى بهشتى براى آنها محسوب مىشود.
در حالى كه دوزخيان آن چنان به خود مشغولند و در خويش فرو رفتهاند، كه به ديگرى نمىپردازند، و عملًا تنها هستند.
اين موضوع، حتى در اين دنيا هم درباره افراد تكرو و مستبد، در برابر افراد متحد و مجتمع نيز صدق مىكند، كه اينها در اين جهان بهشتى هستند، و آنها دوزخى.
و در پايان آيه، به سرانجام آنها اشاره كرده، مىفرمايد: «او عذاب خوار كننده