تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١
خاموش شود.
شاهد اين سخن جريانى است كه در «فرانسه» واقع شد، مىگويند: چندى قبل نمايندگان پارلمان فرانسه قانون ارث را الغاء كردند، و به جاى آن تصويب نمودند، كه آنچه از كسى باقى مىماند، به عنوان اموال عمومى ضبط گردد و به مصارف عموم برسد، به طورى كه هيچ يك از بستگان شخص سهمى نداشته باشند.
ولى با گذشت مدتى اثرات نامطلوب اقتصادى اين قانون آشكار گرديد، و مشاهده شد وضع صادرات و واردات كشور دستخوش تحول و از تلاش اقتصادى به مقدار زيادى كاسته شده، اين موضوع مقامات اقتصادى را دچار نگرانى كرد و عامل اصلى آن را همان «الغاى قانون ارث» دانستند و ناچار در آن تجديد نظر كردند.
بنابراين، نمىتوان انكار كرد كه قانون ارث علاوه بر اين كه يك امر طبيعى و فطرى است در گسترش تلاشهاى اقتصادى نيز اثر عميق دارد.
***
٢- ارث در ميان ملل گذشته
قانون ارث چون ريشه فطرى دارد به اشكال گوناگون در ميان ملل گذشته ديده مىشود.
در ميان يهود گرچه بعضى مدعى هستند قانون ارثى وجود نداشته، ولى با مراجعه به «تورات» مىبينيم، اين قانون صريحاً در «سفر اعداد» آمده است آنجا كه مىگويد:
«و بنى اسرائيل را خطاب كرده، بگو: اگر كسى بميرد و پسرى نداشته باشد، ملك او را به دخترش انتقال نمائيد، و اگر دخترى ندارد ميراثش را به برادرانش