تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
گرچه كلمه «يَتامى» و «مساكين» به طور مطلق ذكر شده، ولى ظاهراً منظور از آن ايتام و نيازمندان فاميل است؛ زيرا طبق قانون ارث، با بودن طبقات نزديكتر، طبقات دورتر، از ارث بردن محرومند.
بنابراين، اگر آنها در چنان جلسهاى حاضر باشند، سزاوار است هديه مناسبى (كه تعيين مقدار آن فقط بستگى به اراده وارثان دارد و از مال وارثان كبير خواهد بود) به آنها داده شود.
جمعى از مفسران احتمال دادهاند: منظور از ايتام و مساكين در آيه هر گونه يتيم و نيازمندى است، خواه از خويشاوندان ميت باشد، يا غير آنها، ولى اين احتمال بعيد به نظر مىرسد؛ زيرا افراد بيگانه معمولًا راهى در اين جلسات فاميلى ندارند.
بعضى از مفسران نيز معتقدند: آيه، يك حكم وجوبى را بيان مىكند، نه استحبابى، ولى آن نيز بعيد است؛ زيرا اگر آنها حق واجبى داشتند، لازم بود مقدار و حدود آن تعيين گردد، در حالى كه به اختيار وارثان حقيقى واگذار شده است.
در پايان آيه دستور مىدهد: «با اين دسته از محرومان، با زبان خوب و طرز شايسته صحبت كنيد» «وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً».
يعنى علاوه بر جنبه كمك مادى از سرمايههاى اخلاقى خود نيز براى جلب محبت آنها استفاده كنيد، تا هيچگونه ناراحتى در دل آنها باقى نماند، و اين دستور نشانه ديگرى بر استحبابى بودن حكم فوق است.
از آنچه گفتيم، اين مطلب نيز روشن شد كه هيچ دليلى ندارد بگوئيم: حكم آيه فوق به وسيله آياتى كه سهام ارث را تعيين مىكند، نسخ شده است؛ زيرا هيچ گونه تضادى ميان آن آيات و اين آيه نيست.
***