تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠
تفسير:
سفيه كيست؟
به دنبال بحثى كه در آيات پيش درباره يتيمان گذشت، آيات فوق آن را تكميل مىكند.
نخست مىفرمايد: «اموال و ثروتهاى خود را به دست افراد سفيه نسپاريد» «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ» و بگذاريد در مسائل اقتصادى رشد پيدا كنند تا اموال شما در معرض مخاطره و تلف قرار نگيرد.
«راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد: «سَفَه» (بر وزن هدف) در اصل، يك نوع كم وزنى و سبكى بدن است، به طورى كه به هنگام راه رفتن تعادل حفظ نشود، و به همين جهت به افسار كه ناموزون است و دائماً در حال حركت است، «سفيه» گفته مىشود، سپس به همين تناسب در افرادى كه رشد فكرى ندارند، به كار رفته است، خواه سبكى عقل آنها در امور مادى باشد يا در امور معنوى.
ولى روشن است: منظور از سفاهت در آيه فوق، عدم رشد كافى در خصوص امور مالى است، به طورى كه شخص نتواند سرپرستى اموال خود را بر عهده گيرد، و در مبادلات مالى منافع خود را تأمين نمايد، و به اصطلاح، كلاه سرش برود، شاهد اين سخن در آيه دوم است، كه مىگويد:
فَانْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا الَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ: «اگر آنها را رشيد يافتيد اموالشان را به دستشان بسپاريد».
بنابراين، آيه فوق با اين كه درباره يتيمان بحث مىكند، يك حكم كلى و عمومى براى همه موارد در بر دارد، كه انسان نبايد در هيچ حال و در هيچ مورد، اموالى كه تحت سرپرستى او است و يا زندگى او به نوعى به آن بستگى دارد به دست افراد كم عقل و غير رشيد بسپارد، و در اين موضوع فرقى در ميان اموال