تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧
متقابل طرفين، با اين حال، چه دليلى دارد كه مرد مبلغ كم يا زيادى به عنوان مهر به زن بپردازد؟
وانگهى آيا اين موضوع به شخصيت زن لطمه نمىزند، و شكل خريد و فروش به ازدواج نمىدهد؟
روى همين جهات است كه بعضى به شدت با مسأله مهر مخالفت مىكنند، مخصوصاً معمول نبودن مهر، در ميان غربىها براى غربزدهها به اين فكر دامن مىزند، در حالى كه نه تنها حذف مهر، به شخصيت زن نمىافزايد، كه وضع او را به مخاطره مىافكند.
توضيح اين كه: درست است مرد و زن هر دو از زندگى زناشوئى به طور يكسان سود مىبرند، ولى نمىتوان انكار كرد كه در صورت جدائى زن و مرد زن متحمل خسارت بيشترى خواهد شد زيرا:
اولًا- مرد طبق استعداد خاص بدنى، معمولًا در اجتماع نفوذ و تسلط بيشترى دارد، و هر چند بعضى مىخواهند، به هنگام سخن گفتن اين حقيقت روشن را انكار كنند، اما وضع زندگى اجتماعى بشر كه با چشم مىبينيم حتى در جوامع اروپائى كه زنان به اصطلاح از آزادى كامل برخوردارند، نشان مىدهد كه ابتكار اعمال پر درآمد، بيشتر در دست مردان است.
و ثانياً، مردان براى انتخاب همسر مجدد، امكانات بيشترى دارند، ولى زنان بيوه مخصوصا با گذشت قسمتى از عمر آنها، و از دست رفتن سرمايه جوانى و زيبائى، امكاناتشان براى انتخاب همسر جديد كمتر است.
با توجه به اين جهات، روشن مىشود: امكانات و سرمايهاى را كه زن با ازدواج از دست مىدهد، بيش از امكاناتى است كه مرد از دست مىدهد، و در حقيقت مهر چيزى است به عنوان جبران خسارت براى زن، و وسيلهاى براى