تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦
برخوردار باشند.
و در پايان مىفرمايد: «اين كار (انتخاب يك همسر و يا انتخاب كنيز) از ظلم و ستم و انحراف از عدالت، بهتر جلوگيرى مىكند» «ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا».
درباره مسأله بردگى و نظر اسلام در اين زمينه در آيات مناسب بحث كافى خواهيم كرد. «١»
***
نكتهها:
١- منظور از عدالت درباره همسران چيست؟
اكنون پيش از آن كه فلسفه حكم تعدد زوجات در اسلام را بدانيم، لازم است اين موضوع بررسى شود كه منظور از عدالت كه جزو شرائط تعدد همسر ذكر شده، چيست؟
آيا اين عدالت مربوط به امور زندگى از قبيل همخوابگى و وسايل زندگى و رفاه و آسايش است؟
يا منظور عدالت در حريم قلب و عواطف انسانى نيز هست؟
شك نيست «عدالت» در محبتهاى قلبى خارج از قدرت انسان است چه كسى مىتواند محبت خود را كه عواملش در بيرون وجود اوست از هر نظر تحت كنترل درآورد؟
به همين دليل، رعايت اين نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آيه ١٢٩ همين سوره مىفرمايد: وَ لَنْ تَسْتَطِيْعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ: «شما هر قدر كوشش كنيد نمىتوانيد در ميان همسران خود (از نظر تمايلات قلبى) عدالت و مساوات برقرار سازيد».