تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥
مىشود: شما براى دورى از ستم در حق دختران يتيم، مىتوانيد از ازدواج با آنها خوددارى كنيد و با زنانى ازدواج نمائيد كه موقعيت اجتماعى و فاميلى آنها به شما اجازه ستم كردن را نمىدهد و مىتوانيد از آنها دو نفر يا سه نفر يا چهار نفر به همسرى خود انتخاب كنيد. منتها چون مخاطب، همه مسلمانان بوده است، تعبير به «دو تا دو تا» و مانند آن شده است.
و گر نه جاى ترديد نيست كه حد اكثر تعدد زوجات (آن هم با فراهم شدن شرائط خاصش) بيش از چهار همسر نيست.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه «واو» در جمله بالا به معنى «أَوْ» (يا) مىباشد نه اين كه منظور اين باشد كه: شما مىتوانيد دو همسر به اضافه سه همسر به اضافه چهار همسر كه مجموع آنها نُه نفر مىشود انتخاب كنيد.
زيرا اگر منظور اين بود، بايد صريحاً عدد نُه ذكر شود، نه به اين صورت از هم گسسته و پيچيده.
به علاوه اين مسأله جزو ضروريات است، كه در اسلام زائد بر چهار همسر مطلقاً ممنوع است.
به هر حال آيه فوق دليل صريحى است بر مسأله جواز تعدد زوجات، منتها با شرائطى كه به زودى به آن اشاره خواهد شد.
سپس بلافاصله مىگويد: اين در صورت حفظ عدالت كامل است، «اما اگر نميتوانيد عدالت را رعايت كنيد به همان يك همسر اكتفا نمائيد» «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً» تا از ظلم و ستم بر ديگران بر كنار باشيد.
«و يا (به جاى انتخاب همسر دوم) از كنيزى كه مال شما است استفاده كنيد» «أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ».
زيرا شرائط آنها سبكتر است، اگر چه آنها نيز بايد از حقوق حقه خود