تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧
فرمود: نجاشى؛ آن گاه به اتفاق مسلمانان به قبرستان بقيع آمد و از دور بر او نماز گذاشت و براى او طلب آمرزش كرد و به ياران خود دستور داد آنها نيز چنين كنند.
بعضى از منافقان گفتند: محمّد صلى الله عليه و آله بر مرد كافرى كه هرگز او را نديده است نماز مىگذارد، و حال آن كه آئين او را نپذيرفته است، آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت. «١»
از اين روايات استفاده مىشود: نجاشى اسلام را به طور كامل پذيرفته بود، اگر چه به آن تظاهر نمىكرد.
تفسير:
اهل كتاب همه يكسان نيستند
سابقاً گفتيم: قرآن در بحثهائى كه پيرامون مذاهب ديگر مىكند، هيچ گاه همه را به يك چشم نمىنگرد و رنگ ضديت با نژاد و جمعيتى به خود نمىگيرد، بلكه داورى او بر اساس برنامههاى آنهاست، و لذا سهم اقليتهاى با ايمان و درستكارى را كه در ميان يك اكثريت گمراه هستند، فراموش نمىكند.
در اينجا نيز بعد از سرزنش بسيارى از اهل كتاب به خاطر كتمان آيات خداوند و طغيان و سركشى آنها، كه در آيات سابق به آن اشاره شد، سخن از اقليتى به ميان مىآورد كه دعوت پيغمبر را اجابت كردند، و براى آنها پنج صفت ممتاز بيان مىكند، مىفرمايد:
١- «آنها كسانى هستند كه از جان و دل به خدا ايمان مىآورند» «وَ إِنَّ مِنْ