تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
استقامت، پشتكار و كاملًا پراكنده و از هم جدا مىباشند، مسلماً آنها در زندگى مواجه با شكستهاى پى در پى مىشوند. ولى اين شكستها نه به خاطر ايمان است، كه به خاطر نقاط ضعفى است كه دارند، آنها گاهى چنين تصور مىكنند:
تنها با خواندن نماز و گرفتن روزه بايد در همه كارها پيروز شوند در حالى كه دين يك سلسله برنامههاى عملى براى پيشرفت در زندگى آورده كه فراموش كردن آنها با شكست و ناكامى همراه است.
خلاصه هر يك از اين دو دسته، داراى نقاط ضعف و قوتى هستند، كه هر كدام از اينها آثارى دارد منتهى هنگام محاسبه، گاهى اين آثار با يكديگر اشتباه مىشوند.
مثلًا: فرد بىايمانى داراى جديت و پشتكار است، چون بىايمان است آرامش دل و جان و هدف عالى انسانى و عواطف پاك مردمى ندارد، اما چون جدى و با استقامت است در زندگى مادى پيش مىرود.
در اينجا بعضى سؤال مىكنند: چرا اين فرد بىايمان در زندگى پيروز شده؟
مثل اين كه خيال مىكنند عامل پيروزى چيز ديگرى بوده است.
اين موضوع، هم درباره يك فرد صادق است، و هم مىتوان آن را در سطح يك كشور نيز پياده كرد.
ضمناً عوامل سهگانهاى (محدوديت پيروزىها، عدم رعايت قيد و شرط در جمع ثروت، جديت و پشتكار، هماهنگى و ...) كه براى پيروزى افراد بى ايمان و شكست بعضى از افراد با ايمان گفته شد، همه در يك جا صدق نمىكند بلكه هر كدام مخصوص به موردى است.
***