تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧
را در بهشتى جاى مىدهم كه از زير درختان آن، نهرها در جريان است و مملوّ از انواع نعمتها است» «وَ لَادْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ».
«اين پاداشى است كه به پاس فداكارى آنها از ناحيه خداوند، به آنها داده مىشود و بهترين پاداشها و اجرها در نزد پروردگار است» «ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ».
اشاره به اين كه پاداشهاى الهى براى مردم اين جهان، به طور كامل قابل توصيف نيست همين اندازه بايد بدانند كه از هر پاداشى بالاتر است.
از آيه فوق، به خوبى استفاده مىشود: نخست بايد در پرتو اعمال صالح از گناهان پاك شد، سپس وارد بساط قرب پروردگار و بهشت و نعمتهاى او گرديد؛ زيرا در آغاز مىفرمايد: «لَا كَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ» سپس «وَ لَادْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ ...»، به عبارت ديگر، بهشت جاى پاكان است و تا كسى پاك نشود در آن راه نخواهد يافت.
***
ارزش معنوى مرد و زن
آيه فوق، همانند آيات بسيار ديگر از قرآن مجيد، زن و مرد را در پيشگاه خدا و در وصول به مقامات معنوى در شرائط مشابه، يكسان مىشمارد و هرگز اختلاف جنسيت و تفاوت ساختمان جسمانى و به دنبال آن پارهاى از تفاوتها در مسئوليتهاى اجتماعى را دليل بر تفاوت ميان اين دو، از نظر به دست آوردن تكامل انسانى نمىشمارد، بلكه هر دو را از اين نظر كاملًا در يك سطح قرار مىدهد، لذا آنها را با هم ذكر كرده است.
اين موضوع درست به آن ميماند كه از نظر انضباط ادارى يك نفر را به عنوان رئيس، انتخاب مىكنند و ديگرى را به عنوان معاون و يا عضو، رئيس بايد