تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٢
بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ».
بلكه نجات براى كسانى است، كه حداقل از كار بد خود شرمندهاند و از اين كه كار نيكى نكردهاند، پشيمانند.
در پايان آيه مىفرمايد: نه تنها اين گونه اشخاص از خود راضى و مغرور اهل نجات نيستند، بلكه «عذاب دردناكى در انتظار آنها است» «وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ».
از اين آيه ممكن است، استفاده شود كه فرح و سرور در برابر كار نيكى كه انسان توفيق انجام آن را يافته (اگر به صورت معتدل باشد، و مايه غرور و خودپسندى نگردد) نكوهيده نيست.
و همچنين علاقه به تشويق و تقدير، در برابر كارهاى نيكى كه انجام شده، آن هم اگر در حدّ اعتدال باشد و انگيزه اعمال او نباشد، مذموم نخواهد بود؛ زيرا اينها غريزى انسان است.
اما با اين حال، دوستان خدا و افرادى كه در سطوح عالى ايمان قرار دارند، حتى از چنان سرور و چنين تقديرى خود را به دور مىدارند.
آنها همواره، اعمال خود را ناچيز و كمتر از ميزان لازم مىبينند، و خود را مقصر در برابر عظمت پروردگار، احساس مىكنند.
ضمناً تصور نشود، آيه فوق مخصوص به منافقانى است كه در صدر اسلام بودهاند، و يا مانند آنها، بلكه، همه افرادى كه، در عصر و زمان ما، در شرائط مختلف اجتماعى قرار دارند و از اعمال زشت خود شادند، و يا مردم را تحريك مىكنند كه آنها را، با قلم، يا سخن، در برابر اعمالى كه انجام ندادهاند، تقدير كنند، همگى مشمول اين آيهاند.
اين چنين افراد، نه تنها عذاب دردناك جهان ديگر، در انتظارشان است، كه