تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١
بعضى ديگر گفتهاند: آيه، درباره منافقان است، هنگامى كه يكى از جنگهاى اسلامى پيش مىآمد، آنها با انواع بهانهها، از شركت در ميدان جنگ خوددارى مىكردند، به هنگامى كه جنگجويان، از جهاد برمىگشتند، قسم ياد مىكردند، كه اگر عذر نمىداشتند، هرگز جهاد را ترك نمىگفتند، و با اين حال، انتظار داشتند كه در برابر «كار ناكرده» مانند مجاهدان فداكار، مورد تحسين قرار گيرند!. آيه نازل شد و به اين توقع نابه جا پاسخ گفت. «١»
تفسير:
از خود راضىها
افراد زشتكار دو دستهاند: دستهاى به راستى از عمل خود شرمندهاند، و روى طغيان غرائز، مرتكب زشتىها و گناهان مىشوند، نجات اين دسته، بسيار آسان است؛ زيرا هميشه بعد از انجام گناه پشيمان شده، مورد سرزنش وجدان بيدارشان قرار مىگيرند.
ولى دسته ديگرى هستند، كه نه تنها احساس شرمندگى نمىكنند، بلكه به قدرى مغرور و از خود راضى هستند، كه از اعمال زشت و ننگينشان خوشحالند و حتى به آن مباهات مىكنند، و از آن بالاتر، مايل هستند مردم، آنها را نسبت باعمال نيكى كه هرگز انجام ندادهاند، مدح و تمجيد، كنند. آيه فوق مىفرمايد:
«گمان مبريد اين گونه اشخاص كه از اعمال زشت خود خوشحالند، و دوست مىدارند، در برابر آنچه انجام ندادهاند، از آنها تقدير و ستايش شود، از عذاب پروردگار به دورند، و نجات خواهند يافت» «لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَفْرَحُونَ