تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤
١٨٣ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ
١٨٤ فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْكِتابِ الْمُنيرِ
ترجمه:
١٨٣- (اينها) همان كسانى (هستند) كه گفتند: «خداوند از ما پيمان گرفته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا (اين معجزه را انجام دهد) يك قربانى بياورد، كه آتش (صاعقه آسمانى) آن را بخورد»! بگو: «پيامبرانى پيش از من، براى شما آمدند؛ و دلايل روشن، و آنچه را گفتيد آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رسانديد اگر راست مىگوئيد»؟!
١٨٤- پس اگر تو را تكذيب كنند، (چيز تازهاى نيست؛) رسولان پيش از تو (نيز) تكذيب شدند؛ (پيامبرانى) كه دلايل آشكار، و نوشتههاى متين و محكم، و كتاب روشنى بخش آورده بودند.
شأن نزول:
جمعى از بزرگان يهود به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده، گفتند: تو ادعا مىكنى خداوند تو را به سوى ما فرستاده و كتابى هم بر تو نازل كرده است، در حالى كه خداوند در تورات از ما پيمان گرفته است به كسى كه ادعاى نبوت كند، ايمان نياوريم، مگر اين كه براى ما حيوانى را قربانى كند و آتش (صاعقهاى) از آسمان