تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧
اين گونه اموال نه تنها در قيامت طوق سنگينى بر گردن صاحبانش خواهد بود، كه در اين دنيا نيز چنين است، منتها در رستاخيز آشكارا و در اينجا به صورت مخفىترى مىباشد، چه جنون و حماقتى از اين بالاتر كه انسان مسئوليتهاى فراوان تحصيل ثروت را به اضافه مسئوليتها و زحمات فراوان كه براى حفظ و محاسبه و نگاهدارى و دفاع از آن لازم است بر دوش كشد، در حالى كه هيچگونه از آن، منتفع نگردد، آيا طوق اسارت چيزى جز اين است؟!
در تفسير «عياشى» از امام باقر عليه السلام روايت شده: «هر كس زكات مال خود را نپردازد خدا آن مال را به طوقهائى از آتش مبدل مىكند، سپس به او گفته مىشود: همان طور كه در دنيا به هيچ قيمت، اين اموال را از خود دور نمىكردى اكنون آنها را بردار و به گردن خود بيفكن»! «١»
قابل توجه اين كه: در آيه، از مال، تعبير به «ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» شده كه مفهوم آن اين است: مالك حقيقى اموال و منابع در آمد، خدا است، و آنچه به هر كس داده شده از فضل و كرم او است.
بنابراين، جاى اين نيست كه كسى از انفاق در راه مالك حقيقى، بخل بورزد!
بعضى از مفسران، معتقدند: مفهوم اين جمله عموميت دارد و همه مواهب الهى، حتى علم و دانش را شامل مىشود، ولى اين احتمال با ظاهر تعبيرات آيه تطبيق نمىكند.
آن گاه آيه به يك نكته ديگر اشاره مىكند، مىگويد: اين اموال، چه در راه خدا و بندگان او انفاق شود يا نشود، بالاخره از صاحبان آن جدا خواهد شد، «و ميراث آسمانها و زمين از آن خدا است» «وَ لِلَّهِ ميراثُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ».