تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦
مىفرمايد: «افرادى كه بخل مىورزند و از آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده در راه او نمىدهند، تصور نكنند به سود آنها است» «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ».
«بلكه (بر خلاف تصور آنها) اين كار به زيان آنها تمام مىشود» «بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ».
سپس سرنوشت آنها در رستاخيز را چنين توصيف مىكند: «به زودى اموالى را كه در مورد آن بخل ورزيدند، همانند طوقى در گردنشان افكنده مىشود» «سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ».
از اين جمله استفاده مىشود: اموالى كه حقوق واجب آن، پرداخته نشده، و اجتماع، از آن بهرهاى نگرفته است و تنها در مسير هوسهاى فردى و گاهى مصارف جنون آميز به كار گرفته شده، و يا بى دليل روى هم انباشته گرديده و هيچ كس از آن استفاده نكرده، همانند ساير اعمال زشت انسان، در روز رستاخيز طبق قانون «تجسم اعمال»، تجسم مىيابد، و به صورت وسيله عذاب دردناكى در خواهد آمد.
تجسم اين گونه اموال به طوقى كه بر گردن مىافتد، اشاره به اين حقيقت است كه انسان تمام سنگينى مسئوليت آنها را تحمل خواهد كرد، بدون اين كه از آثار آنها بهرهمند گردد، اموال سرشارى كه به طور جنون آميز جمعآورى و نگهدارى گردد و در خدمت اجتماع نباشد، جز زنجير و زندان، براى صاحب آن چيزى نيست؛ زيرا مىدانيم بهرهگيرى شخصى از مال و ثروت، حدود معينى دارد و از آن كه بگذرد، جز يك نوع اسارت و سنگينى بيهوده نتيجهاى نخواهد داشت، مگر اين كه از بركات معنوى آن برخوردار و در مسير كارهاى مثبت قرار گيرد.