تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
و به دنبال آن مىفرماييد: «بلكه مهلت مىدهيم تا به گناه و طغيان خود بيفزايند» «إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً».
و در پايان آيه به سرنوشت آنها اشاره كرده، مىفرمايد: «و براى آنها عذاب خوار كننده است» «وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ».
آيه فوق به آنها اخطار مىكند: هرگز نبايد امكاناتى را كه خدا در اختيارشان گذاشته و پيروزىهائى كه گهگاه نصيبشان مىشود و آزادى عملى كه دارند دليل بر اين بگيرند كه افراد صالح و درستكارى هستند و يا نشانهاى از خشنودى خدا نسبت به خودشان بدانند.
توضيح اين كه: از آيات قرآن مجيد استفاده مىشود: خداوند افراد گنهكار را در صورتى كه زياد آلوده گناه نشده باشند به وسيله زنگهاى بيدار باش و عكسالعملهاى اعمالشان، و يا گاهى به وسيله مجازاتهاى متناسب با اعمالى كه از آنها سرزده است، بيدار مىسازد و به راه حق باز مىگرداند.
اينها كسانى هستند كه هنوز شايستگى هدايت را دارند و مشمول لطف خداوند مىباشند و در حقيقت مجازات و ناراحتىهاى آنها، نعمتى براى آنها محسوب مىشود. چنان كه در قرآن مىخوانيم: ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ: «در خشكىها و درياها، فساد و تباهى بر اثر اعمال مردم، ظاهر شد تا خداوند نتيجه قسمتى از اعمال آنها را به آنها بچشاند، شايد برگردند». «١»
ولى آنها كه در گناه و عصيان، غرق شوند و طغيان و نافرمانى را به مرحله نهائى برسانند، خداوند آنها را بحال خود وامىگذارد و به اصطلاح به آنها ميدان مىدهد تا پشتشان از بار گناه سنگين شود و استحقاق حداكثر مجازات را پيدا