تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
مىخوردند كه: چرا آنها مردند و نابود شدند؟ مخصوصاً هنگامى كه به نعمتى مىرسيدند و جاى آنها را خالى ميديدند بيشتر ناراحت مىشدند، با خود مىگفتند:
ما اين چنين در ناز و نعمتيم اما برادران و فرزندان ما در قبرها خوابيدهاند و دستشان از همه جا كوتاه است!
اين گونه افكار و اين گونه سخنان، علاوه بر اين كه نادرست بود و با واقعيت تطبيق نمىكرد، در تضعيف روحيه بازماندگان بى اثر نبود.
آيات فوق، خط بطلان بر اين گونه افكار كشيده، مقام شامخ و بلند شهيدان را ياد كرده، مىگويد: «اى پيامبر! هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شدند مردهاند»! «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً».
در اينجا روى سخن فقط به پيامبر صلى الله عليه و آله است، تا ديگران حساب خود را بكنند، و مىافزايد: «بلكه آنها زندهاند و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند» «بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ».
منظور از حيات و زندگى در اينجا همان حيات و زندگى برزخى است كه ارواح در عالم پس از مرگ دارند، نه زندگى جسمانى و مادى، گرچه زندگى برزخى، اختصاصى به شهيدان ندارد، بسيارى ديگر از مردم نيز داراى حيات برزخى هستند. «١»
ولى از آنجا كه حيات شهيدان يك حيات فوق العاده عالى و آميخته با انواع نعمتهاى معنوى است- به علاوه موضوع سخن، در آيه آنها هستند- تنها از آنها نام برده شده است. آنها به قدرى غرق مواهب حيات معنوى هستند كه گويا