تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١١
١٦٦ وَ ما أَصابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنينَ
١٦٧ وَ لِيَعْلَمَ الَّذينَ نافَقُوا وَ قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْا يمانِ يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ في قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ
ترجمه:
١٦٦- و آنچه در روزى كه دو دسته (مؤمنان و كافران) با هم رو به رو شدند به شما رسيد، به فرمان خدا بود؛ تا آن كه مؤمنان را مشخص كند.
١٦٧- و نيز براى اين بود كه منافقان شناخته شوند؛ آنهايى كه به ايشان گفته شد:
«بيائيد در راه خدا نبرد كنيد! يا (حداقل) از حريم خود، دفاع نمائيد»! گفتند: «اگر مىدانستيم جنگى روى خواهد شد، از شما پيروى مىكرديم. (اما مىدانيم جنگى نمىشود)» آنها در آن هنگام، به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان؛ به زبان خود چيزى مىگويند كه در دلهايشان نيست! و خداوند به آنچه كتمان مىكنند، آگاهتر است.
تفسير:
بايد صفوف مشّخص شود
آيه مورد بحث، اين نكته را تذكر مىدهد، هر مصيبتى (مانند مصيبت احد) كه پيش مىآيد، علاوه بر اين كه بدون علت نيست، وسيله آزمايشى است براى جدا شدن صفوف مجاهدان راستين از منافقان و يا افراد سست ايمان.