تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨
گيرد، اما هنگامى كه طرحى تصويب شد بايد براى اجراى آن، اراده واحدى به كار افتد. در غير اين صورت هرج و مرج پديد خواهد آمد؛ زيرا اگر اجراى يك برنامه به وسيله رهبران متعدد، بدون الهام گرفتن از يك سرپرست صورت گيرد، قطعاً مواجه با اختلاف و شكست خواهد شد، به همين جهت، در دنياى امروز نيز مشورت را به صورت دسته جمعى انجام مىدهند، اما اجراى آن را به دست دولتهائى مىسپارند كه تشكيلات آنها زير نظر يك نفر اداره مىشود.
موضوع مهم ديگر اين كه: جمله فوق مىگويد: «به هنگام تصميم نهائى بايد توكل بر خدا داشته باشى»، يعنى در عين فراهم نمودن اسباب و وسائل عادى، استمداد از قدرت بى پايان پروردگار را فراموش مكن!
البته معناى توكل اين نيست كه انسان از وسائل و اسباب پيروزى كه خداوند در جهان ماده در اختيار او گذاشته است، صرف نظر كند، چنان كه در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده:
هنگامى كه ملاحظه كرد يك نفر عرب، پاى شتر خود را نبسته، آن را بدون محافظ رها ساخته و اين كار را نشانه توكل بر خدا مىدانست به او فرمود: اعْقَلْها وَ تَوَكَّلْ: «پايش را ببند و سپس توكل كن»! «١»
بلكه منظور اين است: انسان در چهار ديوار عالم ماده، و محدوده قدرت و توانائى خود محاصره نگردد، بلكه چشم خود را به حمايت و لطف پروردگار بدوزد، اين توجهِ مخصوص، آرامش و اطمينان و نيروى فوق العاده روحى و معنوى به انسان مىبخشد كه در مواجهه با مشكلات اثر عظيمى خواهد داشت (شرح بيشتر درباره مسأله توكل و چگونگى ارتباط آن با موضوع استفاده از