تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٥
در آخرين آيه به نجات معجزآساى مسلمانان بعد از جنگ احد اشاره مىكند و يكى از موارد حمايت و نصرت خود از آنان را بازگو مىنمايد و آنها را نسبت به آينده دلگرم مىسازد و وعده پيروزى مىدهد، مىفرمايد: «ما به زودى در دل كفار رعب و وحشت مىافكنيم» «سَنُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ».
يعنى همان طور كه در پايان جنگ احد افكنديم و نمونه آن را با چشم خود ديديد، بنابراين به آينده خويش اميدوار باشيد.
همان طور كه در داستان «احد» گفتيم، بتپرستان «مكّه» با اين كه در جنگ احد پيروزى چشمگيرى پيدا كرده بودند و لشكر اسلام ظاهراً از هم متلاشى شده بود، مىبايست در بازگشت به سوى ميدان و از بين بردن باقى مانده قدرت مسلمين و حتى غارت كردن «مدينه» و كشتن شخص پيامبر صلى الله عليه و آله- كه از بى اساس بودن شايعه شهادت او آگاه شده بودند- كمترين ترديدى به خود راه ندهند.
اما خداوند ترس و وحشت عجيبى در دلهاى آنها افكند، ترس و وحشت بى دليلى كه خاصيت كفر و بتپرستى و خرافه پرستى بود، سراسر وجود آنان را فرا گرفت به طورى كه در روايات مىخوانيم:
آنها هنگامى كه از احد بازگشتند و به نزديكى «مكّه» رسيدند درست شكل و قيافه يك لشكر شكستخورده را داشتند.
جالب اين كه: علت افكندنِ رعب و ترس در دلهاى آنها را چنين بيان مىكند: «به اين جهت كه آنها چيزهائى را بدون دليل شريك خدا قرار داده بودند» «بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً».
در حقيقت مردمى كه خرافى هستند، تابع دليل و برهان نمىباشند، كاهى را در نظر خود كوه مىكنند و سنگ و چوبى را معبود و پروردگار خويش مىدانند در برابر حوادث بسيار نا توانند؛ زيرا خيلى زود گرفتار اشتباه محاسبه مىشوند و