تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢
لذا در برابر «ضعف» و «تسليم» در اين آيه قرار گرفته و ضمناً صابران و نيكوكاران در يك رديف قرار گرفتهاند؛ زيرا در آخر يك آيه مىفرمايد: «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِيْنَ» و در آيه ديگر مىفرمايد: «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ».
اشاره به اين كه نيكوكارى بدون استقامت ممكن نيست، چرا كه در برابر هر شخص نيكوكار، هزاران مشكل وجود دارد كه اگر فاقد استقامت باشد به زودى كار خود را رها خواهد ساخت.
***
٢- «مجاهدان حقيقى» به جاى اين كه شكست خود را به ديگران نسبت دهند و يا به عوامل موهوم و مرموز مربوط بدانند، سرچشمه آن را در خودشان جستجو مىكنند و به فكر جبران اشتباهات خويش هستند، حتى آنها كلمه شكست را بر زبان نمىآورند و به جاى آن اسراف و تند روى بى جا ذكر مىكنند.
به عكس ما، كه امروز سعى مىكنيم نقاط ضعفى كه سرچشمه ناكامىها و شكستها است ناديده بگيريم، همه آنها را به عوامل خارجى و بيگانه مربوط بدانيم و در نتيجه به هيچ وجه به فكر جبران اشتباهات و بر طرف ساختن نقاط ضعف خود نباشيم.
***
٣- در آيات فوق، از «پاداش دنيا» تعبير به «ثَوابَ الدُّنْيا» شده اما از پاداش آخرت تعبير به «حُسْنَ ثَوابِ الآخِرَةِ» شده، اشاره به اين كه: پاداش آخرت با پاداش دنيا فرق بسيار دارد؛ زيرا پاداش دنيا هر چه باشد بالاخره آميخته با فنا و پارهاى نا ملايمات كه طبع زندگى اين دنيا است، مىباشد در حالى كه پاداش آخرت سراسر حسن است و از هر نظر خالص و دور از ناراحتىها.
***