تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١
در برابر دشمن مىشدند به جاى اين كه ميدان را به او بسپارند، يا تسليم شوند و يا فكر ارتداد و بازگشت به كفر در مغز آنها پيدا شود، روى به درگاه خدا مىآوردند و ضمن تقاضاى عفو و بخشش از گناهان خود از پيشگاه خداوند تقاضاى صبر و استقامت و پايمردى مىكردند.
«و سخنشان تنها اين بود: بار پروردگارا! گناهان ما را بيامرز! و از تندروىهاى ما در كارهايمان درگذر! و ما را ثابت قدم بدار و بر كافران پيروز بگردان»! «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا في أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ».
***
آنها با اين طرز تفكر و عمل، به زودى پاداش خود را از خدا مىگرفتند هم پاداش اين جهان كه فتح و پيروزى بر دشمن بود و هم پاداش جهان ديگر، مىفرمايد: «خداوند پاداش اين جهان و پاداش نيك آن جهان را به آنها داد» «فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الآْخِرَةِ».
و در پايان آيه آنها را جزء نيكوكاران شمرده، مىفرمايد: «خدا نيكوكاران را دوست مىدارد» «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ».
و به اين ترتيب، يك درس آموزنده از برنامه مجاهدان امتهاى پيشين و سرانجام كار آنها و چگونگى برخورد آنها با مشكلات و پيروزى بر آنها را براى تازه مسلمانان بيان مىكند، و آنها را براى ميدانهاى آينده پرورش مىدهد.
***
نكتهها:
در آيات فوق علاوه بر آنچه گفته شد، نكات ديگرى جلب توجه مىكند:
١- «صبر» همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم، به معنى استقامت است و