تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨
در تفسير «مجمع البيان» در ذيل آيه، از امام باقر عليه السلام چنين نقل شده: على عليه السلام در روز احد شصت زخم برداشت.
پيامبر صلى الله عليه و آله به «ام سليم» و «ام عطيه» دستور داد به معالجه جراحات آن حضرت بپردازند. چيزى نگذشت كه آنها با نگرانى به خدمت پيغمبر عرضه داشتند وضع بدن على عليه السلام طورى است كه ما هر زخمى را مىبنديم ديگرى گشوده مىشود، و زخمهاى تن او آن چنان زياد و خطرناك است كه ما نسبت به حيات او نگرانيم.
پيغمبر صلى الله عليه و آله و جمعى از مسلمانان به عنوان عيادت به منزل على عليه السلام وارد شدند در حالى كه بدن او يكپارچه زخم و جراحت بود، پيامبر با دست مبارك خود بدن او را مسح مىكرد و مىفرمود:
كسى كه در راه خدا اين چنين تلاش كند، آخرين درجه مسئوليت خود را انجام داده است! و زخمهائى كه پيامبر دست بر آن مىكشيد به زودى التيام مىيافت، على عليه السلام در اين هنگام گفت: الحمد للَّه كه با اين همه فرار نكردم، و پشت به دشمن ننمودم.
خداوند از كوششهاى او قدردانى كرد و در دو آيه از قرآن به آن (و به فداكارىهاى افراد نمونه ديگر از مجاهدان احد) اشاره كرده است، در يك مورد مىفرمايد: «وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرينَ» و در مورد ديگر مىفرمايد: «وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرينَ». «١»
***