تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦
هرگز نبايد قائم به شخص يا اشخاص باشد، بلكه بايد بر محور يك سلسله اصول و تشكيلات ابدى دور بزند كه با تغيير افراد يا فوت آنان- حتى اگر پيامبر بزرگ خدا باشد- آن كار تعطيل نگردد.
اصولًا رمز بقاى يك مذهب و يا يك تشكيلات، همين است، بنابراين، برنامهها و تشكيلاتى كه قائم به شخص هستند تشكيلاتى نا سالم و غير طبيعى محسوب مىشوند كه به زودى متلاشى خواهند شد.
اما متأسفانه و روى هم رفته، غالب تشكيلات جوامع اسلامى هنوز قائم به اشخاص است و به همين دليل، بسيار زود از هم مىپاشد.
مسلمانان بايد با الهام از آيه فوق، مؤسسات گوناگون خود را آن چنان پىريزى كنند كه از اشخاص لايق كاملًا بهرهگيرى شود اما در عين حال وابسته به شخص آنها نباشد.
***
همان طور كه در شأن نزول آمد، شايعه بى اساس شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله در احد عده زيادى از مسلمانان را به وحشت افكند تا آنجا كه از ميدان جنگ فرار كردند و حتى بعضى مىخواستند از اسلام هم برگردند، در آيه بعد، مجدداً براى تنبيه و بيدارى اين دسته مىفرمايد: «هيچ كس، جز به فرمان خدا نمىميرد، سرنوشتى است تعيين شده» «وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا».
آرى، مرگ به دست خدا و فرمان او است و براى هر كس اجلى مقرر شده است كه نمىتواند از آن فرار كند.
بنابراين، اگر پيامبر در اين ميدان شربت شهادت مىنوشيد چيزى جز انجام يافتن يك سنت الهى نبود، با اين حال نبايد مسلمانان از آن وحشت كنند و دست از ادامه مبارزه بردارند.