تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١
قرآن يك كتاب كلاسيك نيست كه داراى فصول و ابوابى باشد و نظام تأليفى خاصى در ميان ابواب و فصول آن در نظر گرفته شده باشد، بلكه قرآن كتابى است كه در مدت بيست و سه سال «نجوماً» (تدريجاً) طبق نيازمندىهاى گوناگون تربيتى در زمانها و اماكن مختلف نازل شده:
يك روز داستان احد پيش مىآمد و برنامههاى مختلف جنگى در ضمن آيات متعدد اعلام مىگشت.
روز ديگر احساس نياز به يك مسأله اقتصادى همچون ربا يا يك مسأله حقوقى مانند احكام ازدواج، يا يك مسأله تربيتى و اخلاقى مانند توبه، مىشد و آيات متعددى طبق آن نازل مىگشت.
از اين سخن، چنين نتيجه گرفته مىشود: ممكن است در بسيارى از موارد پيوند خاصى در ميان آيات قبل و بعد نبوده باشد، و نبايد مانند بعضى از مفسران در اين گونه موارد اصرارى در يافتن رابطه در ميان آنها داشت.
نبايد خود را به زحمت بيندازيم و در ميان قضايائى كه خداوند اتصال و ارتباطى نخواسته با تكلف، وجه ارتباطى درست كنيم؛ زيرا اين كار با روح قرآن و چگونگى نزول آن در حوادث مختلف و طبق نيازمندىهاى گوناگون در شرايط و ظروف جداگانه، سازش ندارد.
البته تمام سورهها و آيات قرآن از يك نظر به هم مربوطند و آن اين كه همگى يك برنامه انسان سازى و تربيتى را در يك سطح عالى تعقيب مىكنند و براى ساختن يك جامعه آباد، آگاه، امن و امان و پيشرفته از نظر مادى و معنوى نازل شدهاند.
بنابراين، اگر آيات نُه گانه فوق رابطه خاصى با آيات قبل و بعد ندارد به همين دليل است.