بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣ - ٣/ ٢ هشدار پيامبر(ص)
چگونه از بيم آتش، از گناهان پرهيز نمىكند؟!
٥٣. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- در خبر معراج-: جبرئيل بالا رفت و من همراه او تا آسمان دنيا بالا رفتم. بر آن آسمان، فرشتهاى گماشته شده كه به او اسماعيل مىگويند و او مأمور [- پيگيرى] همان استراق سمع است كه خداى عز و جل فرموده است: «مگر كسى كه [از سخن عالم بالا] يك باره استراق سمع كند، كه [در اين صورت] شهابى شكافنده، از پىِ او مىتازد». هفتاد هزار فرشته تحت [- فرمان] او بودند كه تحت [- فرمان] هر يك از آنان نيز هفتاد هزار فرشته بود. آن فرشته گفت: اى جبرئيل! اين همراه تو كيست؟
جبرئيل گفت: محمّد. گفت: آيا مبعوث گشته است؟ جبرئيل گفت: آرى.
پس [اسماعيل] در [- آسمان دنيا] را گشود و من بر او سلام گفتم و او جواب سلامم را داد. من برايش آمرزش طلبيدم و او نيز برايم آمرزش طلبيد و گفت:
خوش آمدى، اى برادر يكدل و پيامبر شايسته!
فرشتگان ديگر نيز به استقبال من آمدند تا آن كه وارد آسمان دنيا شدم. هر فرشتهاى به من مىرسيد، خندان و شادان بود تا آن كه يكى از فرشتگان به من رسيد كه مخلوقى تنومندتر از او نديدهام. ظاهرى زمخت و خشمآلود داشت. او نيز همچون ديگر فرشتگان، برايم دعا كرد؛ امّا خنده بر لب نداشت و آن شادىاى كه در چهره ديگر فرشتگان ديده بودم، در چهره او نديدم. گفتم: «اين كيست، اى جبرئيل؟! من از او ترسيدم».
جبرئيل گفت: حق دارى كه از او بترسى. همه ما از او مىترسيم. او مالك [نام دارد و] دوزخبان است. او هرگز نخنديده است و از زمانى كه خداوند، وى را بر دوزخ گماشته، روز به روز خشم و كين او بر دشمنان خدا و گنهكاران، افزوده مىشود. خداوند به واسطه او، از ايشان انتقام مىگيرد. اگر بنا بود پيش از تو يا پس از تو، به روى كسى لبخند بزند، قطعاً بر روى تو نيز لبخند مىزد؛ ليكن او [هرگز] نمىخندد.
٥٤. امام باقر عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شبى كه به آسمان برده شد، بر هر يك از مخلوقات خدا كه گذشت، او را نسبت به خود، خوشرو و مهربان و خندان يافت، تا آن كه