بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣١ - ١٢/ ٣ چگونگى برخورد دوزخبانان با گنهكاران
حديث
٨٠١. تفسير القمّى- به نقل از هشام بن سالم، از امام صادق عليه السلام، در بيانِ حديث معراج-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «صدايىشنيدم كه مرا به وحشتانداخت. جبرئيل گفت: شنيدى، اى محمّد؟
گفتم: آرى. گفت: اين [صداى] خَر سنگى بود كه هفتاد سال پيش، از لبه جهنّم انداختم و اكنون به تهِ آن رسيد».
[اصحاب] گفتند: از آن پس، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تا زنده بود، خنده به لبانش نيامد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس، جبرئيل بالا رفت و من همراه او تا آسمان دنيا بالا رفتم. بر آن آسمان، فرشتهاى گمارده شده بود كه به او اسماعيل مىگويند. او صاحب همان رُبايشى است كه خداوند عز و جل فرموده است: «مگر آن كسى كه ربود، ربودنى. پس، بر او شعله روشنى از پس در آمد». و در زير [فرمانِ] او، هفتاد هزار فرشته بودند و زير [فرمانِ] هر يك از آنها نيز هفتاد هزار فرشته.
او (اسماعيل) گفت: اى جبرئيل! اين كه همراه توست، كيست؟
جبرئيل گفت: محمّد صلى الله عليه و آله.
گفت: مگر برانگيخته شده است؟
گفت: آرى.
پس، آن فرشته در را گشود و به او سلام كردم و او به من سلام كرد. برايش طلب آمرزش كردم و او نيز برايم طلب آمرزش كرد و گفت: خوش آمدى، اى برادر مخلص و اى پيامبر پاك! و فرشتگان به استقبالم آمدند تا آن كه وارد آسمان دنيا شدم. به هر فرشتهاى كه بر مىخوردم، خندان و شادان بود، تا آن كه به فرشتهاى از فرشتگان برخوردم كه هنوز مخلوقى تنومندتر از او نديدهام و چهرهاى زشت و خشمآلود داشت. او نيز همانند ديگر فرشتگان برايم دعا كرد؛ امّا نخنديد و آن شادمانى و خندهاى را كه در ديگر فرشتگان ديدم، در او مشاهده نكردم. گفتم: اين كيست، اى جبرئيل؟ به راستى كه ترسيدم!
گفت: جا دارد كه از او بترسى. همه ما از او مىترسيم. اين، مالك، دوزخبان است. او هرگز نخنديده استو از زمانىكه خداوند، او را بر دوزخ گماشته، هر روز، خشم وكيناو بردشمنان خدا و گنهكاران، افزوده مىشود. خداوند به وسيله او، از آنان انتقام مىگيرد. اگر بنا بود پيش از تو يا پس از تو به روى كسى بخندد، قطعاً به روى تو مىخنديد؛ امّا او [هرگز] نمىخندد.
من به او سلام كردم. سلامم را پاسخ گفت و به بهشت، نويدم داد. به جبرئيل- كه مقامش چنان است كه خداوند در وصف او فرموده: « [فرمانش] مُطاع و [نزد خداوند،] امين است»-