بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٣ - ١٠/ ٢٢ بندگى طاغوت
است براى وارد شوندگان!».
حديث
٣٨٨. امام صادق عليه السلام: عيسى بن مريم عليه السلام در حال گشت و گذار بود كه به آبادىاى رسيد.
ديد كه مردم آن، در كوچهها و خانهها همگى مردهاند. گفت: «اينان بر اثر خشم [- الهى] مردهاند؛ زيرا اگر به علّت چيزى جز آن مرده بودند، يكديگر را دفن مىكردند». يارانش گفتند: دوست داريم داستان آنها را بدانيم.
يكى به عيسى عليه السلام گفت: آنان را صدا بزن، اى روح خدا! عيسى عليه السلام فرمود: «اى مردمِ آبادى!». از ميان آنان، يكى جوابش داد: بله، اى روح خدا!
عيسى عليه السلام فرمود: «در چه حاليد و داستان شما چه بوده؟». گفت: ما در عافيت بوديم؛ ولى اكنون در سياهچاليم. فرمود: «سياهچال چيست؟».
گفت: درياهايى از آتش كه در آن، كوههايى از آتش است. فرمود: «چه چيزى شما را به اين جا كشاند كه مىبينم؟». گفت: علاقه به دنيا و بندگى طاغوت.
فرمود: «علاقه شما به دنيا، تا چه اندازه بود؟».
گفت: مانند علاقه كودك به مادرش كه هر گاه [نزد او] مىآيد، شاد مىشود و چون مىرود، اندوهگين مىگردد. فرمود: «بندگى شما نسبت به طاغوت، چه سان بود؟». گفت: [آن سان كه] هر گاه به ما فرمانى مىدادند، از آنان اطاعت مىكرديم. فرمود: «چرا تو جواب مرا دادى و نه ديگران؟».
گفت: چون بر [دهان] آنان لگامهايى از آتش زده شده و فرشتگانى دژخيم و درشتخوى، بر ايشان گماشته شدهاند. من نيز در ميان ايشان بودم، ولى از ايشان نبودم؛ امّا چون عذاب به آنان رسيد، دامن مرا هم گرفت و اكنون من به مويى آويزانم و مىترسم كه در آتش فرو افتم.
عيسى عليه السلام به يارانش فرمود: «خفتن در زبالهدانىها و خوردن نان جوين، با وجود سالم بودن دين، آسان است».