بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٥ - ٥/ ١٩ سخن گفتن جهنم
«نه چنين است. آتشِ زبانهكش است. بر كَنَنده پوستِ سر و اندام است. هر كه را پشت كرده و روى بر تافته، فرا مىخواند».
حديث
١٧٩. مجمع البيان: روايت شده است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در باره معناى آيه «سپس كسانى را كه پروا داشتهاند، نجات مىدهيم و ستمگران را در آتش، به زانو در افتاده، رها مىسازيم» سؤال شد. فرمود: «خداى متعال، آتش را مانند روغن جامد مىگرداند، و آفريدگان را بر روى آن گرد مىآورد. آن گاه، جارچى بانگ مىزند كه:" يارانت را بگير و ياران مرا رها كن"».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، جهنّم ياران خود را بهتر مىشناسد تا مادر، فرزندش را».
١٨٠. التخويف من النّار: ابن ابى حاتم از حديث خالد بن دُرَيكْ تخريج كرده، از مردى صحابى كه گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس چيزى به من نسبت دهد كه نگفتهام، در برابر دو چشم جهنّم، جايگاه خود را فراهم مىكند».
گفته شد: اى پيامبر خدا! آيا جهنّم، دو چشم دارد؟
فرمود: «آرى. آيا اين سخن خداى عز و جل را نشنيدهاى: «هر گاه آنها را از فاصلهاى دور ببيند، خشم و خروش آن را مىشنوند».
٥/ ١٩: سخن گفتن جهنّم
قرآن
«روزى كه به جهنّم مىگوييم: «آيا پر شدى؟»، مىگويد: آيا باز هم هست؟!».