بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - ٥/ ٤ سياهى جهنم
فرمود: «اى ابو محمّد! براى زندگىِ طولانى آماده شو؛ چرا كه جبرئيل با چهرهاى گرفته، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد، در حالى كه پيش از آن، تبسّمكنان مىآمد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:" اى جبرئيل! [چرا] امروز با چهرهاى گرفته، نزد من آمدهاى؟".
جبرئيل گفت: اى محمّد! دَمههاى آتش نصب شد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:" دمههاى آتش چيست، اى جبرئيل؟".
گفت: اى محمّد! به دستور خداوند عز و جل، هزار سال در آتش دميده شد تا سفيد گرديد، و هزار سال ديگر در آن دميده شد تا سرخ گشت. ديگر بار، هزار سال در آن دميده شد تا سياه گرديد. بنا بر اين، آتش دوزخ، سياه و تاريك است. اگر قطرهاى از خارِ سمّ در نوشيدنىِ اهل دنيا بچكد، همه آنها از بوى تعفّن آن مىميرند و اگر حلقهاى از زنجيرِ هفتاد گزى آن، بر اهل دنيا نهاده شود، همه آنان از حرارتش آب مىشوند و اگر جامهاى از جامههاى اهل آتش، ميان آسمان و زمين آويزان گردد، همه اهل زمين از بوى آن و از برافروختگىاش مىميرند.
در اين هنگام، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و جبرئيل گريستند. پس خداوند، فرشتهاى را به سوى آن دو فرستاد كه به ايشان گفت: پروردگارتان به شما سلام مىرساند و مىفرمايد: شما را از اين كه گناهى كنيد تا به سبب آن عذابتان كنم، مصون داشتم.
از آن زمان به بعد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ديگر جبرئيل را متبسّم نديد».
امام صادق عليه السلام فرمود: «اهل آتش، آتش را بزرگ مىشمارند و اهل بهشت نيز بهشت و نعمتهاى آن را بزرگ مىشمارند. اهل جهنّم چون وارد آن شوند، بعد از هفتاد سال در قعرش فرو مىافتند و چون [دو باره] به بالاى آن رسند، با گرزهاى آهنى بر سرشان كوفته مىشود و به قعر آن باز مىگردند، و پيوسته بر اين حالاند. اين، همان سخن خداى عز و جل است كه: «هر گاه بخواهند از آن خارج شوند، ...». سپس پوستهايشان به پوستى ديگر تبديل مىشود».
امام صادق عليه السلام فرمود: «كافى است، اى ابو محمّد؟!».
گفتم: كافى است، كافى است.