دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٧ - ٢/ ١٢ بخشندگى
٤١٨٣. المناقب، ابن شهر آشوب درباره بردبارى على ٧: روزى ابوهريره كه در روز قبل، عليه على ٧ سخن گفته بود و به گوش او رسانده بود، نزد او آمد و نياز خودش را مطرح كرد. على ٧ نيازش را برآورده ساخت. ياران على ٧ وى را سرزنش كردند. فرمود: «من شرمگين مىشوم كه نادانى او بر دانش من، گناه او بر گذشت من، و نياز او بر بخشش من غلبه پيدا كند».
٤١٨٤. شرح نهج البلاغة به نقل از شَعبى، در توصيف بخشش امام ٧: بخشندهترينِ مردم بود. بر مَنشى بود كه خدا آن را دوست مىداشت: سخاوت و بخشندگى. هرگز به حاجتخواهى پاسخ «نه» نداد.
٤١٨٥. شرح نهج البلاغة: معاوية بن ابى سفيان، دشمن كينه توز على ٧ كه در عيبجويى از او و لكّه دار كردن شخصيت او تلاش مىكرد، به محفن بن ابى محفن ضِبّى در مقابل اين سخن او كه گفت: «از نزد بخيلترين مردم مىآيم»، گفت: واى بر تو! چهطور مىگويى او بخيلترينِ مردم است؟ اگر او انبارى از طلا و انبارى از كاه مىداشت، انبار طلايش را زودتر از انبار كاهش مىبخشيد.
٤١٨٦. شرح نهج البلاغة در بيان فضايل على ٧: و امّا در سخاوت و بخشندگى كه حال او آشكار است. روزه مىگرفت و گرسنه مىماند و با توشهاش ايثار مىكرد و درباره او نازل شد: «و به [پاس] دوستى [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مىدادند. ما براى خشنودى خداست كه شما را خوراك مىدهيم و پاداش و سپاسى از شما نمىخواهيم».
مفسّران گزارش كردهاند كه او [روزى كه] بيش از چهار درهم نداشت، شبانگاهانْ درهمى، روزْ درهمى، به خفا درهمى، و آشكارا درهمى بخشيد و