دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣ - ٨/ ٢ عمرو بن عاص
پرسيده شود. هنگامى كه خبر كشته شدن على ٧ به معاويه رسيد، گفت: با مرگ پسر ابو طالب، فقه و دانش هم از بين رفت.
برادرش عتبه به وى گفت: مبادا مردم شام، اين حرف را از تو بشنوند.
معاويه گفت: رهايم كن!
٣٩٢٢. مقتل أمير المؤمنين به نقل از مغيره: وقتى خبر مرگ على بن ابى طالب به معاويه رسيد، وى با زنش، دختر قرظه، در يك روز تابستانى در خواب نيمروزى بود. گفت: «ما همه از خداييم و به سوى او باز مىگرديم». مردم، چه دانش و خير و فضل و فقهى را از دست دادند!
زنش گفت: ديروز با او مىجنگيدى و امروز برايش آيه رجعت مىخوانى؟!
معاويه گفت: واى بر تو! تو نمىدانى مردم چه مقدار از دانش، فضل و سابقه را كه او داشت، از دست دادند.
٣٩٢٣. تاريخ دمشق به نقل از مغيره: هنگامى كه خبر مرگ على بن ابى طالب ٧ به معاويه رسيد، با زنش فاخته دختر قرظه خوابيده بود. نشست و شروع به گريه كرد و آيه رجعت خوانْد.
فاخته به وى گفت: تو ديروز با او مىجنگيدى و امروز بر او مىگريى؟!
معاويه گفت: من بر دانش و خردمندىاى كه او داشت و مردم از دست دادند، مىگريم.
٨/ ٢
عمرو بن عاص
٣٩٢٤. الإمامة والسياسة: آوردهاند كه مردى از اهالى همِدان به نام «بُرد»، نزد معاويه آمد و شنيد كه عمرو به بدگويى على ٧ پرداخته است. به وى گفت: اى عمرو! بزرگان ما از پيامبر خدا شنيدهاند كه مىفرمود: «هر كس كه من مولاى اويم، على مولاى اوست». آيا اين درست است يا نادرست؟