دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٧ - ١٠/ ١١ دعبل خزاعى
تا كى، تا كى و تا چه زمانى
در دوستى اين جوان، سرزنش شوم؟
آيا غير او با فاطمه ازدواج كرد؟
و آيا در حقّ غير او «هَلْ أَتَى» نازل شد؟
ر. ك: ص ١٣٥ (شافعى).
١٠/ ١١
دِعبِل خُزاعى[١]
٤٠١٣. او كه از شاعران بزرگ قرن سوم است، مىگويد:
قرآن به فضل آل محمّد، زبان گشوده است
و در ميان آنان، ولايت على را منكر نگشته است؛
ولايت برگزيده از ميان بهترينها؛ آن كه
پس از پيامبر ٦، راستگو و دوست داشتنى بود.
هنگامى كه به وقت نمازِ او درويش آمد
دست و بازويش را با ميل به سويش دراز كرد.
درويش، انگشتر را از انگشت او بيرون كشيد
بخشش كريمِ بخشنده، فرزند بخشنده.
و خداى رحمان در قرآن خود، وى را ويژه ساخت
هركس افتخارى چون او دارد، آن را نام ببرد.
[١] ابو على دعبل بن على بن رَزين خزاعى، در سال ١٤٨ ق، بهدنيا آمد. وى شاعرى اديب بود و بسيار به اهلبيت : علاقهمند و دوستدار آنان بود. از وى شنيده شد كه مىگفت:« من پنجاه سال است كه چوبه دارم را بر دوش مىكشم و كسى را پيدا نمىكنم كه مرا با آن به دار كشد» و اين به خاطر شدّت علاقهمندى وى به خاندان پيامبر ٦ و پيكار با دشمنان آنان بود.
بُحْتُرى گفته است:« دعبل در نظر من از مسلم بن وليد در شعر، قوىتر است» و جاحظ گفته كه از دعبل بن على شنيدم كه مىگفت:« شصت سال عمر كردم و هيچ روزى نيامده است، مگر آن كه در آن، شعرى گفتهام». وى در سال ٢٤٦ ق، در كهنسالى در اطراف اهواز، مظلومانه به شهادت رسيد و به شوش منتقل و در آنجا دفن شد( ر. ك: الغدير: ج ٢ ص ٣٦٣).