مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٨٨ - ١٤ تعميم و تتميم
افاضه شود زيرا كه جنس بعينه ماده بود و فصل بعينه صورت و اختلاف بمجرد اعتبار، و به اعتبار متحدين مباين، و متباينين متحد نگردند مگر آنكه اعتبار از واقع حاكى بود و در اين حكايت دو صورت مندرج باشد:
اول آنكه محكى عنه اعتبار بشرط لا از محكى عنه اعتبار لا بشرط بوجود مفارق بود و از او مباين، چنانكه ماده انسان در سلوك سبيل انسانيت در حال تحصل به فعليات سافله و فقدان فعليات عاليه از فصول محصله اجناس سافله و صور عاليه مستكمله مواد ناقصه باعتبار بشرط لا بود و بوجود مباين و آبى بود از آنكه به آن صور و فصول متحد شود چنانكه اعاظم فلاسفه گويند: «كل فعلية فهى من التحصل بفعلية اخرى آبية» و چون چنين باشد ممكن نبود كه اعتبار لا بشرط را محكى عنه بود چنانكه نفس خياليه كه انسان جزوى و صغير راست بما هو حيوان بود از بدن جدا شود و به بعضى از نفوس كبير خياليه كه انسان كلى و كبير را بما هو نفس بود متصل گردد چه در اين صورت به نسبت با بدن بشرط لا بود و از او مباين و ممكن نباشد كه دراين حالت اعتبار لا بشرط را محكىعنه باشد.
دوم آنكه محكى عنه لا بشرط از محكىعنه بشرط لا مفارق نبود بلكه بنحوى از وجود با او متحد باشد و بنحوى از او مباين، چون نفس حيوانيه و ناطقه انسان راست زيرا كه چون اعتبار درجه ناطقيت كنى و درجه حيوانيت يكى را مقام عقل بود و بر او ادراك مجردات محضه بنحو كليت مترتب شود و يكى را مقام نفس بود و بر او ادراك اشباح ممتده مثاليه بطور جزئيت مترتب گردد و يكى به فعل مجرد بود چه فعل عقل نفس را باشد و نفس بمراتبها مجرد و يكى به فعل مادى بود چه فعل نفس طبع بود و طبع بمراتب مادى و يا در افق ماديات واقع، چون قواى طبيعيه كه نبات راست، پس اين دو درجه را وجود مختلف بود از آنجا كه آثار مختلف بوده چنانكه در السنه فلاسفه مذكور است كه: «اختلاف الآثار يدل على اختلاف المؤثرات» و مبدئيت آثار چنانكه ياد كرديم و كنيم بذات وجود را بود و بعرض ماهيت را، پس دراين اعتبار درجه حيوانيت از درجه ناطقيت بشرط لا بود و از او مباين، چه نفس ناطقه بر نفس حيوانيه محمول نشود و چون اعتبار درجتين از اين نظرها خالى بود بلكه حقيقت حساسيت و ناطقيت مأخوذ شود به آن جهت كه بوجود جملى نوع انسان موجود باشد حساس به نسبت به ناطق لا بشرط بود و ناطق به نسبت به حساس، و