مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٤٠٦ - فى كيفية محبته تعالى للخلق
از آنكه به عالم وجود آمدند مظهر واقع شدند پس همه اشياء از عقل گرفته تا هيولى همه مظاهراند الا آنكه متفاوتند در مظهريت.
ائمه (ع) مظهر كل صفات جمالية و كمالية واجب الوجودند كه همه صفات واجب در آنها بروز كرده نهايت بروز دارد، كالشجاعة الحسينية و الجود التقوية و العلوم الباقرية و بعضى كمون دارد يعنى از اينكه همه مظهر كل صفاتند فرقى بينهم نمىتوانيم بدهيم زيرا كه اگر بگوئيم سيد سجاد مثلا شجاعت نداشت نقص امكانى در آنها لازم مىآيد. اما مىتوانيم بگوئيم كه در مظهر كل بودن تفاوتى نيست لكن بعد از آنكه همه مظهر كل شدند متفاوتند شدة و ضعفا كه در هريك يك چيز بروز كرده چنانچه عبادة در حضرت سجاد (ع) و شجاعت در حضرت سيد الشهداء (ع) و هكذا و اما همه اينها در امام زمان عجل الله فرجه بروز كرده، اين است كه خواجه نيز همه صفات را از براى حضرت در داوازده امامش تعريف مىكند و ثابت مىنمايد. غرض اين است كه نه مثل رستم هستند كه همان شجاعت را داشت مثلا علم نداشت و نه مثل حاتم كه وجود را داشت ليس الا، و نه مثل ارسطو كه علم داشت ليس الا و هكذا.
لكن در احكام نبوت حضرت ختمى مأمور به ظاهر بودند به مقتضاى مصالح و مفاسد حركت مىكردند و اما در احكام نظر به اينكه مأمور به باطنند مصالح و مفاسد ملحوظ نشد، اين است كه وقتى امام عصر ظهور مىكند مردم هر چه مىكنند در پيشانيشان نوشته مىشود ظاهر از ميان برداشته مىشود همه باطن بروز مىكند ظاهر مىشود مصالح و مفاسد برداشته مىشود از ميان.
الحاصل، اين است كه مروى است كه يكى از ائمه حضور داشته در مجلس يكى از خلفاء كه تير مىانداخت به نشانه، چنين گمان برد كه حضرت نمىتواند تيراندازى نمايد.
عرض شد كه شما نيز تيراندازى را مىدانيد؟ فرمودند: چرا. حضرت تير را بدست مبارك گرفتند يك تير زدند به نشانه، دوم را به تير منصوب بنشاند، سوم را به ته تير منصوب به تير اول و هكذا چهارم را. خليفه تعجب كرد كه اين صنع از كجاست؟ و بالجمله اما اينكه حضرت امير (ع) افضل است يا اولادش از ائمه طاهرين (ع)، بلى در اخبار است كه آن جناب افضل است، بعد حسن (ع)، بعد حسين (ع)، و بعد حضرت قائم (عج)، و لكن