مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ١٥٩ - مقدمه كشف الاسرار فى شرح اسرار الآيات
به نغمه داودى و طائر قدسى به نواى عندليبى به گوش هوشم خوانندگى آغاز نمود، كه هان اى خردمند تا كى در زاويه خمول نشسته، جواهر معارف و لئالى حقائق را در گنجينه خاطر مستور داشته، حال متاع گرانبهاى حقائق معارف ترا مشترى عالىهمتى بهم رسيده، و لئالى جواهر عقليه و لمعات وارادات قلبيه ترا خريدار بلند مرتبه پيدا آمده، به جلوه عيانآور آنچه را كه مدّتها در مخزن ضمير مستور ساختهاى و به محضر شهودآور آنچه را كه سالها در مكمن خاطر مخفى داشته [اى] تا در نظر اهل بصيرت جلوهگرى نمايد و دلهاى صاحبان معرفت و حكمت را منوّر و روشن گرداند.
با كمال انكسار زبان حالم به اين مقال مترنّم گرديد كه به جهت كثرت هجوم امراض و اسقام و شدت درد و اوجاع و آلام [١] و وفور ساير سانحات و واردات ايّام، مكنون خاطر خود را نيز فراموش كرده، و نعم ما قيل:
كسى چگونه به سامان در آورد آن سر كه گر ز زانوى برداشت كوفت بر ديوار
لهذا در گوشه خلوتى نشسته، نه مرا با كسى كارى و نه كسى را با من رفتارى. به شكر و سپاس حضرت بارى و به دعاگويى بندگان اقدس ميمون ظل اللهى اشتغال و ابتهاجى دارم.
مى دو ساله و محبوب چهارده ساله همين بس كه مرا صحبت از صغير و كبير
دوباره هاتف غيبى با كمال دلنوازى بگوش هوشم خواند و بگوشه خاطرم القا نمود، كه اينگونه معاذير نفسانى و وساوس شيطانى را بايد به پشت گوش انداخت و روى نياز به درگاه بىنياز فياض خيرات و بركات آورد. و از باطن ولايت مخزن علوم ربانى و منبع معارف يزدانى استمداد بايد نمود تا مكنون خاطر به احسن وجوه به محضر شهود آيد، و در نظر ارباب نظر جلوهگر گردد.
و القا نمود كه مكنون خاطر آنكه شرح مستوفايى از براى كتاب اسرار الآيات كه از حكيم الهى، عالم ربانى عارف صمدانى، شمس سماء حكمت، نور سراج معرفت، سلطان معارف و برهان حقائق، قدوة المحققّين و زبدة المدقّقين، رئيس الموحّدين، صدر الالهيين محمّد المدعوّ بصدر الدين موروث است، و بر امّهات علوم الهيه و معارف حقيقه و اصول
[١]. متأسفانه حكيم مؤسس بواسطه همين بيماريها دارفانى را وداع گفت و مهلت اتمام اين كتاب را نيافت.