مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ١٣٢ - ٥ امير غياث الدين منصور الشيرازى
تحقيق است و در غوامض مسائل در كمال دقت است. [١] در بيست سالگى از ضبط علوم فارغ گرديد، و با علامه دوانى داعيه مناظره داشت، مدتى منصب صدارت داشت، [٢] و آخر با شيخ على بن عبد العالى روّح روحه در مجلس شاه مباحثه فرمود، و از آنجا كه شاه حمايت شيخ را فرمود، آن جناب رنجيده شد، و از منصب صدارت استعفا نمود، و از اصفهان به دار العلم شيراز رفت. [٣]
و تصانيف آن جناب بسيار است، از آن جمله:
[١] رساله در رد اقاويل حجة الاسلام غزالى نوشته است. [٤]
[٢] و دو رساله در محاكمه ميان والد خود و جلال الدين دوانى نوشته است. [٥]
[١]. صدر المتألهين در اسفار از وى اينگونه ياد مىكند: «سرّ ابيه المقدس المنصور المؤيد من عالم ملكوت السماء غياث اعاظم السادات و العلماء. (الاسفار، ج ٦ ص ٨٦).
[٢]. مراد از صدارت تصدى مقام صدر الشريعة بالاترين منصب مذهبى عصر صفوى است. غياث الدين منصور در اواخر سلطنت شاه اسماعيل صفوى به پيشنهاد وزيرش ميرزا شاه حسين، مقام صدارت را پذيرفت. پس از مرگ شاه اسماعيل در ٩٣٠ در زمان سلطنت شاه طهماسب مقام صدارت مشتركا به غياث الدين منصور و مير جمال الدين صدر استرآبادى (شارح تهذيب الاصول علامه) واگذار شد. بدنبال اختلاف نظر آن دو و مراجعت غياث الدين منصور به شيراز دوباره در سال ٩٣٦ تا ٩٣٨ وى به تنهايى سمت صدر الشريعه را در عصر شاه طهماسب به عهده داشت.
[٣]. به دنبال دعوت شاه طهماسب از فقهاى جبل عامل، محقق كركى (شيخ على بن عبد العالى، متوفى ٩٤٠) به ايران آمد و بلندپايهترين مقام مذهبى آن روز ايران شد. پس از مدتى جمعى از علما به عنوان فساد مذهب مورد تعقيب قرار گرفتند.
بر اثر سعايت مفسدان جناب غياث الدين منصور نيز مورد اتهام فساد مذهب واقع شد. اختلاف بين اين دو عالم در مسأله قبله به اوج خود رسيد. محقق كركى مدعى شد كه قبله مساجد ايران نادرست تعيين شده و مىبايد از جنوب غربى به جنوب تصحيح شود. غياث الدين منصور كه مذهب صدارت دينى را بر عهده داشت در حضور شاه پاسخ داد: «تغيير مساجد بر وجه صحت بىرسم دائره هندسى و دانستن بعضى از مسائل هيأت و هندسه صورت بندد و شيخ را بر آن اطلاعى نيست.» در اين اختلاف شاه جانب محقق كركى را گرفت لذا غياث الدين منصور در سال ٩٣٨ در سن ٧٢ سالگى از مقام صدارت استعفا داد و با آزردگى به شيراز بازگشت و تا آخر عمر از سياست دورى گزيد. رجوع كنيد به فارسنامه ناصرى وقايع سال ٩٣٨، مجالس المؤمنين و روضات الجنات.
[٤]. «حجة الكلام لايضاح محجة الاسلام» اثرى مبسوط در علم كلام است، جزء نهم آن به بحث معاد جسمانى اختصاص دارد و پس از اثبات معاد جسمانى به استناد قرآن كريم به شيوه مشايى و اشراقى به اتهامات حجة الاسلام غزالى پاسخ گفته و نسبتى كه غزالى در تهافت الفلاسفه به حكما داده دائر بر اينكه ايشان معاد را منحصر در معاد روحانى مىدانند پاسخ گفته است، اين رساله در چندين مقاله تنظيم شده است. رجوع كنيد به مجالس المؤمنين ج ٢ ص ٢٣٨، روضات الجنات ج ٧ ص ١٧٩ و الذريعه ج ٦ ص ٢٦٢.
[٥]. استاد البشر امير غياث الدين منصور سه محاكمه بين آراء پدرش امير صدر الدين محمد و محقق دوانى نوشته است،-