مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٩٥ - ١٦ منازعات و مشاجرات
و وجود اين دو اعتبار در قسم اول موجب نباشند كه بر او نيز اقترانى گوئيم چه در تسميه وجوه اعتبارات كافى بود و اطراد شرط نباشد.
[١٦] منازعات و مشاجرات
تشكيك در طبايع مرسله به چند قسم به تصور آيد: اول آنكه ارسال طبيعت در بعض مصاديق به اولويت بود و در بعضى نبود. دوم آنكه در بهرى به اقدميت باشد و در بهرى نباشد. سوم آنكه در جمله [اى] به اتميت آيد و در جمله [اى] نيايد، و اين قسم سه قسم را شامل بود:
اول آنكه به اشديت بود چنانكه در كيفيات گويند. دوم آنكه به اعظميت بود چنانكه در كميات متصل گويند. سوم آنكه به ازيديت بود چنانكه در كميات منفصل گويند و منازعت ميان اتباع فيلسوف معظم ارسطاطاليس و اشياع اشراقيين در چهار موضع بود:
اما يك موضع از آن مواضع را كه مقصود ما را وافى بود كافى ياد كنيم و ديگر مواضع در اسفار اربعه [١] و مطارحات [٢] مذكور بود، هر كه خواهد رجوع كند، پس گوئيم فريقين را خلاف باشد در اينكه ممكن بود كه دو چيز به نفس ماهيت و جزء ماهيت و لواحق ماهيت مفترق نباشند بلكه تمايز ميان آن دو به اختلاف مراتب ماهيت در كمال و نقص بود و ماهيت را علاوه بر عرضى كه بحسب افراد بود عرضى نيز به اعتبار مراتب متحقق باشد يا ممكن نبود. به عبارة ديگر ممكن باشد كه ماهيت را به اعتبار نفس ذات بيكى از انحاء تشكيك تفاوتى ثابت بود يا ممكن نباشد. اشياع اشراقين را شق اول معتقد بود و اتباع مشائين را شق دوم، و اينان را بر امتناع اين معنى دو برهان معروف بود:
برهان اول [٣] كه گاه بر امتناع تشكيك در ذاتيات اقامه نمودهاند و گاه بر اختلاف نوعى ميان مراتب شديد و ضعيف در آيد، و ناقص بيانش به نهجى كه براين دو مقصود بهم متوجه
[١]. صدر المتألهين، الاسفار، السفر الاوّل، المرحلة الثالثة، الفصل الخامس، ج ١، ص ٤٣٢- ٤٣٣.
[٢]. شهاب الدين سهروردى، المشارع و المطارحات، المشرع الثانى، الفصل السادس، مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ١، ص ٢٩٣- ٣٠١.
[٣]. رجوع كنيد به اسفار، ج ١، ص ٤٢٨.