مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٩٤ - ١٥ تمهيد وفاق لتحرير خلاف
بحسب عقل يا خارج متمايز باشند از چند قسم خالى نبود: اول آنكه نفس ذات و تمام حقيقت ماهوى بىاشتراكى ذاتى و اتفاقى جوهرى متمايز باشند چنانكه فصول اخير و اجناس عالى و بهرى مفاهيم عرضى را چون مفهوم تشخص و وحدة تمايز بآن مثابت بود.
دوم آنكه به امرى جوهرى و ماهوى پس از اشتراك در امرى ماهوى و ذاتى متفرق باشند و چون چنين باشد بناچار جهة اشتراك جنس بود و جهة تمايز فصل، به جهت اول مبهم باشد و به جهت دوم متحصل، و آنچه از انضمام جهت تحصل به جهت ابهام در اين صورت حاصل شود طبيعتى نوعى بود و مركب به تركيبى اتحادى نه انفصالى، چه انفصال در بهرى از اعمال و تصرفات عقل بود كه متحدات را به منفصلات منحل كند چنانكه از محدود بحد رود به نسبت به خارج و در بعضى از انحاء ملاحظات عقل اتحاد بود چنانكه از حد بمحدود گرايد.
سوم: آنكه به امور خارج و عرضى پس از اشتراك در تمام حقيقت ماهوى منفصل باشند و در اين صورت نيز جهت اشتراك مبهم بود و جهت تمايز متحصل لكن به مفهوم نه به حقيقت چه در حقيقت عوارض طبيعت نوع مشخص باشند يا مصنف او را به وجود و تحصل تابع باشند و از انضمام جهت تحصل به جهت ابهام در اين صورت صنف حاصل شود اگر جهت تمايز كلى بود از آن جهت كه قيدى داخل بود مأخوذ و حصه صنفى اگر جهت تمايز كه كلى بود به آن جهت كه قيدى خارج بود مأخوذ باشد و تقييد به آن جهت كه تقييد و آلة ملاحظه حال قيد و مقيد است ملحوظ و مشخص حاصل شود اگر جهت تمايز جزوى بود و از آن جهت كه قيدى داخل بود مقيد و حصه شخصى اگر جهت تمايز كه جزوى بود به آن جهت كه قيدى خارج بود منظور باشد و تقييد به آن جهت كه تقييد است در اعتبار در آيد و در اين صورت تركيبى كه از اين انضمام حاصل شود به اعتقاد جماهير فلاسفه اقترانى بود چه مشخصات اعراض باشند و اعراض در انظار اينان با موضوعات بوجود مباين و به اعتقاد ما اتحادى، چه در نظر قاصر ماهر عروض با موضوع بوجود متحد بود لكن ما نيز توانيم كه اين تركيب را اقترانى گوئيم از آنجا كه مشخصات از نفس حقيقت خارج باشند و در نظر عقل به او مقترن، و يا از آنجا كه درجه وجود اعراض درجه وجود حقيقت را مباين بود اگر چه در اصل وجود متحد باشند