فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٨٥
جاء الأستاذ أوّلا.
٤. اسم تفضيل بر وزن «أفعل» و غير منصرف است: سافر زيد منذ عام أوّل.
أولئِكَ
اسم اشارۀ متوسّط و جمع است و براى عاقل و گاهى غير عاقل به كار مىرود، مبنى بر كسره و بر حسب موقعيّتش در جمله، محلاّ مرفوع يا منصوب يا مجرور است. «كاف» آن براى خطاب است: اولئك قوم يحسنون البناء.
أُولاءِ
اسم اشارۀ نزديك و جمع است و براى عاقل و گاهى غير عاقل به كار مىرود، مبنى بر كسره و بر حسب موقعيّتش در جمله، محلاّ مرفوع يا منصوب يا مجرور است: جاء أولاء الرّجال، رأيت أولاء الرّجال؛ مررت بأولاء الرّجال.
«ها» ى تنبيه بر سر اسم اشاره درمىآيد: هؤلاء.
أُولاتُ
جمع «ذات» و به معناى «صاحبة» (دارنده) است.
١. از اسمهاى ملحق به جمع مونث سالم است؛ با ضمّه مرفوع و با كسره منصوب مىشود.
٢. از اسمهايى است كه هميشه اضافه مىشود و هر اسمى پس از آن، مجرور است:
جاءت أولات الأرض؛ شاهدت أولات الأرض؛ مررت بأولات الأرض.
٣. «واو» آن نوشته مىشود، ولى خوانده نمىشود.
أُولالِكَ
اسم اشارۀ دور و جمع است و براى عاقل و گاهى غير عاقل به كار مىرود، مبنى بر فتحه و بر حسب موقعيّتش در جمله، محلاّ مرفوع يا منصوب يا مجرور است: جاء أولالك، رأيت أولالك، مررت بأولالك. «لام»، علامت دورى و «كاف» علامت خطاب است.
أُولُو
جمع «ذو» به معناى «صاحب» (دارنده) است.
١. از اسمهاى ملحق به جمع مذكّر سالم است. علامت رفع آن «واو»، و نصب و جرّ آن «ياء» است.
٢. از اسمهايى است كه همواره اضافه مىشود و اسم پس از آن، مجرور است: جاء أولو الأرض، شاهدت أولي الأرض، مررت بأولي الأرض.
٣. «واو» نخست آن نوشته مىشود، ولى خوانده نمىشود.
أهلاً
كلمه خوشآمد گفتن است: أهلا و سهلا، و اصل در آنها: أتيت أهلا و نزلت سهلا است.