فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٩٠
١. نواسخ سه نوع است: (١) حروف معانى: حروف مشبهه بالفعل، حروف نفى شبيه به ليس، «لا» ى نفى جنس. (٢) افعال ناقصه: كان و اخوات آن، كاد و اخوات آن. (٣) اسمهاى مشتق از افعال ناقصه.
٢. اين كلمات، نواسخ ناميده مىشود؛ زيرا معناى «نسخ»، انتقال و ازاله است. پس، نواسخ هرگاه بر سر مبتدا و خبر در آيند: (١) لفظ آنها را، با تغيير اعراب از حالتى به حالت ديگر، تغيير مىدهند. (٢) معناى آنها را، با انتقال از زمانى به زمان ديگر يا از جواز به وجوب، تغيير مىدهند.
ناصب
نوعى عامل اعراب است كه آخر اسم يا فعل را با فتحه يا علامت اعراب جانشين آن، تغيير مىدهد.
١. عوامل نصب اسم: (١) فعل يا شبه فعل، مفعولهاى پنجگانه و فروع آنها را نصب مىدهند. (٢) فعل يا آنچه معناى فعلى دارد:
حال، تمييز، استثناء را نصب مىدهد. (٣) اسم مبهم، تمييز مفرد را منصوب مىكند. (٤) نواسخ اين موارد را منصوب مىكنند: خبر كان، خبر ما، اسم إنّ، اسم «لا» ى نفى جنس. (٥) تبعيّت، توابع اسم منصوب را نصب مىدهد، كه عبارتاند از: نعت، تاكيد، بدل، عطف، حكايت.
٢. عوامل نصب فعل عبارتاند از: (١) حروف اصلى نصب. (٢) حروف فرعى نصب؛ يعنى با «أن» مقدّر.
ناقص
اصطلاحى، مخصوص فعل است.
١. فعل ناقص، ذاتا، نمىتواند مسند باشد؛ بلكه نياز به خبر دارد تا جملۀ آن معناى تامّ و مفيد داشته باشد: كان البرد قارسا.
٢. فعل ناقص، معتلّ اللام است و حرف علّهاى در آخر وزن «فعل» دارد: بقى، غزا.
٣. فعل ناقص التصرّف يا متصرّف غير تام، فقط ماضى و مضارع دارد: ما انفكّ، ما برح....
ناهيكَ
از اسمهاى متوغّل در ابهام و به معناى «حسبك» است و بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىگيرد: هذا عبد اللّه ناهيك من رجل؛ «ناهيك»، حال و منصوب است.
نايب ظرف
ظرف، در موارد بسيارى حذف مىشود و نايب آن، منصوب مىگردد:
١. مصدر: وصلت غروب الشّمس.
٢. عدد: مشيت ثلاثة أيّام.
٣. صفت: صمت قليلا.
٤. اسم اشاره: وقفت تلك النّاحية.
٥. الفاظى كه بر جزئيّت يا كلّيت دلالت مىكنند: أراه بعض الأحيان.
٦. برخى از الفاظ سماعى: أحقّا أنت مجتهد.