فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٩٣
مأخوذ منه دارد: جعفل؛ يعنى جعلت فداك؛ المعربنات؛ يعنى المعربات و المبنيّات.
كلمات منحوت، مانند مصدر صناعى، نياز دانشهاى نوين را برطرف مىسازد.
نَحْنُ
ضمير بارز منفصل است، به جمع مذكّر و جمع مؤنّث متكلّم اختصاص دارد، محلاّ مرفوع و مبنى بر ضمّه است:
١. مبتدا: نحن ناجحون.
٢. فاعل يا نايب فاعل، پس از «الاّ» و نفى: ما نجح إلاّ نحن.
٣. تابع براى فاعلى كه ضمير متّصل است:
نجحنا نحن.
نحو
علم نحو به بررسى حالات آخر كلمات، از نظر اعراب و بناء و موقعيّت مفردات در جمله، مىپردازد.
نَحْوَ
١. اسم اضافه و از اسمهاى متوغّل در ابهام و ظرف زمان و مكان است: قدم نحونا، مفعول فيه و منصوب به فتحه است.
٢. اسم معرب است و بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىپذيرد: المبتدأ و الخبر مرفوعان فى نحو....
ندا
يكى از معانى اين حروف است: همزه، آ، آى، أى، أيا، هيا، وا، يا، و براى فراخواندن و آگاه كردن مخاطب مىآيد: أفاطم مهلا بعض هذا التّدلّل. آزيد. آى صاعد الجبل، أى ربّ، أيا طالب استمع، فقالت هيا ربّاه... وا يوسف. يا أيّها اللّبنانيّون.
ندا
فراخواندن و آگاه ساختن مخاطب است تا به آنچه متكلّم مىخواهد، گوش فرا دهد:
يا رجلا، يا أيّها الرّجل.
١. حروف ندا هشت حرف است: همزه، آ، آى، أى، أيا، هيا، وا، يا. تمامى اين حروف، جانشين فعل نداى «انادى» مىشوند.
٢. عبارت ندا، جملۀ فعليه محسوب مىشود و منادا، مفعول به فعلى است كه وجوبا محذوف است. منادا، لفظا و محلاّ منصوب است: يا أيّها...؛ «أىّ» مناداى مبنى بر ضمّ است، ولى محلاّ منصوب است.
٣. منادا سه نوع است، مفرد: يا يوسف، يا تلاميذ؛ مضاف: يا مصباح العلم؛ شبه مضاف:
يا حسنا وجهه.
ندا - الفاظ ملازم آن
١. «اللّهمّ»، اسم جلاله است و بدون واسطه، منادا واقع مىشود: يا اللّه. اين كلمه فقط با «يا» منادا واقع مىشود؛ زيرا «ياء»، اصل