فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٣٥
ما لقيته مذ سافر، خرج من الصّفّ، سأعمل ما دُمْتُ حَيًّا. (فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ).
ظَلَّ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كان» است و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: ظلّ النّهار طويلا. اين فعل، متصرّف تامّ است.
٢. اگر به معناى صيرورت نباشد، فعل تامّ است: ظلّ البرد.
٣. اخوات متصرّف «كان» عبارتاند از:
أصبح، أضحى، أمسى، بات، صار، ظلّ.
ظَنَّ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و براى افادۀ رجحان به كار مىرود. پس از به دست آوردن فاعل خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكند: ظننت المدينة قريبة.
٢. اگر به معناى رجحان نباشد، فعل متعدّى يك مفعولى است: ظنّ زيدا، يعنى اتّهمه.
٣. فعلهاى رجحان عبارتاند از: جعل، حجا، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.