فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٤
اِثْنانِ - اِثْنَتانِ
اسم عدد اصلى، مفرد و معرب است، رفع آن با «الف» و نصب و جرّ آن با «ياء» است؛ زيرا به مثنّى ملحق مىشود. معدود آن، مثنّى و معرب است، و در مذكّر و مؤنّث بودن با آن مطابقت دارد: رجلان اثنان. امرأتان اثنتان. اگر اين اسم، مضاف باشد، «نون» آن حذف مىشود: جاء اثنا عشر رجلا، رأيت اثنتى عشرة امرأة. همزۀ وصل در اين كلمه، سماعى است.
«ثنتان»، گويش ديگرى از «اثنتان» است.
اِثْنانِ - اِثْنَتانِ - وَ عِشْرونَ
اسم عدد اصلى و معطوف است. جزء نخست آن معرب و رفع آن با «الف» و نصب و جرّ آن با «ياء» است. جزء دوم نيز معرب، و رفع آن با «واو» و نصب و جرّ آن با «ياء» است.
معدود آن، مفرد و منصوب است و تميز عدد ناميده مىشود. معدود و جزء نخست عدد، از نظر مذكّر و مؤنّث بودن، مطابقت دارند: جاء اثنان و عشرون رجلا. رأيت اثنتين و عشرين امرأة.
أَجَلْ
حرف معناست و در پاسخ دادن به كار مىرود، مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد. مانند «نعم» براى تصديق خبر يا استفهامى كه پيشتر است، نفيا و اثباتا، به كار مىرود: هل ذهبت؟ - أجل. - ساعدنى - أجل. نجح سمير - أجل. - أ لم تسافر؟ - اجل.
أَجْمَعُ
اسم علم جنس، تابع، تأكيد معنوى براى شمول، و غير منصرف است: جاء القوم أجمعون، أجمعهم و بأجمعهم. غالبا پس از كلمۀ «كلّ» مىآيد، مؤنث مىشود، و از آنجا كه به جمع مذكّر سالم، ملحق مىگردد، به شكل جمع نيز مىآيد: جاء الجيش كلّه أجمع، و الكتيبة كلّها جمعاء، و المؤمنون كلّهم أجمعون، و المؤمنات كلّهنّ جمع. اگر به كلمۀ ديگرى اضافه شود، پيش از آن «باء» زايد مىآيد، قرأت الكتاب بأجمعه.
أَجْوَف
فعل معتلّى است كه حرف علّۀ آن در وسط وزن «فعل» قرار دارد و به آن معتلّ العين گفته مىشود: قوس، نال، ميز.
أُحادِى
حرف معنايى است كه از يك حرف تشكيل مىشود. تعداد حروف احادىّ، سيزده حرف است: ء، ب، ت، س، ف، ك، ل، م، ن، ه، و، ا، ى.
أَحَد
به معناى «يك»، و اسم عدد اصلى، مفرد و معرب است. اگر خبر و مضاف واقع شود جايز است از نظر تذكير و تأنيث، با مبتدا يا