فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٢
كمتر، يا از پنج حرف بيشتر باشد، از آن حرفى حذف شده و يا مزيد فيه است. اسم محذوف منه، از اصل وزن مجرّد، حرف كمترى دارد.
١. محذوف منه اعتباطى؛ يعنى بدون سبب، كه پس از حذف دو حرف آن، باقى مىماند: أب، كه در اصل أبو بوده است.
٢. محذوف منه، «واو» است و به جاى آن، «تاء» يا همزۀ وصل آمده است: سنة، سنو، ابن، بنو.
٣. حرف محذوف، غالبا «واو»، و گاهى «ياء» و «ها» است: يد، يدى؛ فم، فوه.
اسم مرفوع
مانند اسم مفعول، اسم متصرف است؛ و مانند عدد، غير متصرّف؛ حالت رفع مىگيرد، و رفع در علم نحو، حالت طبيعى كلمۀ عارى از عوامل لفظى اسنادى است: الحقّ.
١. رفع يا ظاهر است، يا مقدّر و يا در محلّ رفع.
٢. علامت رفع در آخر اسم مرفوع قرار دارد، و اسم مرفوع با حركت و يا حروف، اعراب مىپذيرد: (١) با ضمّه؛ اسم مفرد:
المنزل، جمع مكسّر: رسل، و جمع مؤنّث سالم:
جميلات. (٢) با «الف»؛ مثنّى: رجلان. (٣) با «واو»؛ اسماء خمسه: أبو، و جمع مذكّر سالم:
مرسلون.
٣. اسم در اين مواضع، مرفوع است:
(١) فاعل: جاء التّلميذ. (٢) نايت فاعل: كتبت رسالة. (٣) مبتدا و خبر: الطّقس جميل. (٤) اسم «كان»، اسم «كاد»، اسم «ما»، خبر «إنّ» و يا خبر «لا» ى نفى جنس: كان الطّقس جميلا. (٥) تابع اسم مرفوع: هذا ثوب ممزّق.
اسم مَرَّة
مصدرى است كه بر وقوع فعل براى يك بار، دلالت مىكند: ضربته ضربة.
١. از فعل ثلاثى بر وزن «فعلة» ساخته مىشود: فرحة، جولة: (١) اگر مصدر بر وزن «فعلة» باشد، لازم است كه لفظ ديگر يا قرينهاى همران آن آورده شود تا بر مرّه دلالت كند؛ و آن لفظ ديگر، غالبا نعت است: هفوة واحدة، صيحة لم تتكرّر. (٢) اگر مصدر بر وزن «فعلة» باشد، لازم است به صيغۀ «فعلة» دگرگون شود: عزّة، مصدر مجرّد و عزّة اسم مرّه است. (٣) اگر مصدر بر وزن «فعلة» باشد، فاء الفعل آن فتحه مىگيرد: دربة، مصدر مجرّد و دربة، اسم مرّه است.
٢. از غير ثلاثى بر وزن مصدر فعل خود، ساخته مىشود و «تاء» تأنيث مىگيرد: انطلقت انطلاقة.
٣. اگر مصدر در اصل خود، «تاء» تأنيث داشته باشد، اضافه كردن لفظ ديگر و يا آوردن قرينه، واجب مىشود، تا بر مرّه دلالت كند:
استعانة واحده.
٤. نكته: مصدر مرّه بر دو چيز، دلالت مىكند: معناى مجرّد و دلالت عدد؛ با